لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ . . . »
الى آخره « 1 » . چنانكه حضرت موسى - على نبيّنا و عليه السّلام - دوام در آرزوى آن بود كه با ديدهى مادى ضعيف خود در مشاهدهى ظهور حقّ برآيد « 2 » ، و چون پرتوى از نور حقّ بر كوه طور - كه محلّ مناجات او بود - ظاهر شد ، كوه بدان عظمت از بىطاقتى منتشر و « 3 » پراكنده گرديد « 4 » . و بر حضرت موسى غشوه عارض گرديده ، مدهوش شد « 5 » ؛ از بابت آنكه چشم ضعيف ناقص جسمانى « 6 » طاقت مشاهدهى نور تام شديد را ندارد « 7 » . با وجود آنكه شمس در سماء رابع پرتوى از « 8 » نور الانوار است ، ديده معزول است از مشاهدهى او . با آنكه حضرت موسى ( ع ) « 9 » نسبت به ديگران شديد القوى بود .
بيان شب معراج و قاب قوسين :
برو اندر پى خواجه به اسرا
بدان كه مراد به خواجه ، خواجهى كائنات ، و شفيع روز عرصات ، و باعث بر ايجاد موجودات ، و اشرف مكوّنات ، پيغمبر خاتم و نبى اعظم است « 10 » ، و مراد از اسرى « 11 » شب معراج است . و در بيان معراج آن حضرت دو قول است : روحانى و جسمانى . و هر دو قسم به ادلّهى عقلى و نقلى ثابت و محقق است ؛ امّا روحانى ، گويند معراج حقيقت « 12 » از عروج و صعود و ارتقا است ؛ بعد از دار طبيعت ظلمانى ، و قرب به ملاء اعلى و
هامش
( 1 ) . شا : الخ
( 2 ) . شا : ( چنان . . . برآيد ) را ندارد .
( 3 ) . شا : منتشر شد
( 4 ) . شا : گرديده
( 5 ) . پا : عارض و مدهوش شد
( 6 ) . شا : ضعيف چگونه
( 7 ) . شا : نور شديد دارد
( 8 ) . شا : از نور
( 9 ) . پا : ( ع ) را ندارد .
( 10 ) . پا : ( است ) را ندارد .
( 11 ) . پا : به اسرى
( 12 ) . شا : حقيقة