تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
فرموده « 1 » است :
« رفت آنكه به قبه‌ى بتان روآرم * حرف غمشان به لوح دل بنگارم آهنگ جمال جاودانى دارم * حسنى كه نه جاودان ، از او بيزارم »
تا بعد كه مىفرمايد :
« رو دل به كسى ده كه در اطور وجود * بوده‌ست هميشه با تو و خواهد بود »

بيان كوه طور و حضرت موسى ( ع ) :

و يا چون موسى عمران در اين راه * برو تا بشنوى انّى انا اللّه
يعنى آنكه انسان بايد پيشه‌ى خليل را داشته باشد كه تمام ما سوى را نفى و سلب كند ؛ يا آنكه در راه مستقيم حقّ آن‌قدر قدم بزند و وجود را از خود و باقى موجودات مجازى - كه در حاق واقع استشمام رايحه‌ى وجود نكرده‌اند - سلب انتساب نمايد ، و ارتباط به خالق و جاعل دهد كه به گوش باطن « 2 » از تمام موجودات صوت انا الحقّ استماع نمايد . كما قيل :
« موسيى نيست كه دعوى انا الحق شنود * ورنه اين زمزمه اندر شجرى نيست كه نيست »
چنان كه حضرت كليم اللّه از شجره شنيد كه :
« يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ
هامش
( 1 ) . شا : گفته ( 2 ) . شا : به جاى عبارت ( مجازى كه در . . . باطن ) عبارت ( سلب نمايد كه به گوش حق ) آمده است .
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 208 | پرويز عباسى داكانى / محمد ابراهيم سبزوارى