تعليمم كن اگر تو را دسترس است »
و برعكس غذاى اين كلوخ طبيعى تن ، اغذيهى كثيفه است ؛ چرا كه از همان سرشتهاند . كما قيل :
« ميل تن در سبزه و آب روان * زان بود كه اصل او آمد از آن
ميل جان اندر حيات و در حى است * زان كه اصل لامكان جان وى است »
پس از بابت تفاوت اناسى در قلت فهم و كثرت فهم ، بايد متكلم درخور مستمع سخن بگويد « 1 » . اين است كه اختلاف مراتب انسان در حذاقت و حماقت فطرى
« الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها »
، از باب « كلّ ميسّر لما خلق له » ، اوّلا باعث بر اختلاف احكام اللّه مىشود در هر دوره ، بر حسب اقتضاى حال اهالى آن « 2 » دوره ، چنانكه مشاهد است اختلاف و احكام هر پيغمبرى ، و الّا امر از جهت انتساب به امر ، همه وقت واحد است . و نيز حكم هر دورهى معيّن ، از جهت تفاوت مراتب شعور هر طايفه و فرقه مختلف است با فرقهى ديگر ، چه : « الناس معادن كمعادن الذّهب و الفضّة » . كما قيل :
« جمله در بازار يكسان مىروند * نيم در خسران و نيمى خسروند »
اگر چه به حسب ظاهر چون حكم بر اغلب است ، لهذا حكم احدهما بعينه حكم ديگرى است ، چه ،
« وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ »
؛ ولى از طريقهى باطن ، حق تعالى دعوت مراتب ناس را بر حسب اختلاف درجات عقول و شعورشان بر طبق متعدّده امر فرموده . اوّلا دعوت
هامش
( 1 ) . شا : گويد
( 2 ) . پا : از