تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
خود در سلك عقول و انوار قاهر « 1 » است . كه :
« نفس را چون بندها بگسيخت يابد نام عقل »
و آنكه جاهل و غافل است ، مدام :
« يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً »
، و هميشه نداى :
« رَبِّ ارْجِعُونِ
« 2 »
لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ »
مىزند ؛ يعنى مىگويند : پروردگارا رجوع بده ما را دومرتبه « 3 » به سوى دنيا ، تا آنكه عمل خوب نماييم ؛ اعمالى را كه در دنيا از آنها فراموش داشتيم . بعد « 4 » حالت اوليه « 5 » ندا مىرسد :
« كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها »
كه مىدانستيد و معمول نداشتيد « 6 » ،
« وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ »
. وجه دوم « 7 » بودن اين عالم شب آن است كه همچنان‌كه در شب ديجور ، ريزه‌سنگ و گوهر از هم ممتاز نيست از باب ظلمت و تاريكى « 8 » ، الّا در نظر خداوند « 9 » و اولياى خدا - كه عين آنها مكتحل به كحل عنايت است ، كما قال « 10 » : « اتقوا من فراسة المؤمن فانه « 11 » ينظر بنور اللّه » ، به‌واسطه‌ى ظلمت و تاريكى « 12 » ، همچنين در اين عالم چون دار تفرقه و غيبت است ، لهذا « 13 » افعال قبيحه‌ى شرّيه و افعال حسنه‌ى خيريّه و ملكه‌ى حسنه و ملكه‌ى سيّئه پنهان است ، و هيچ ظهورى فى ذاته ندارد ، به‌واسطه‌ى آنكه اعراض‌اند و وجود مستقلّى ندارند ، امّا وقتى كه صبح حشر طالع شد ، هر چيزى به او ظاهر و هويدا است ، زيرا « 14 » كه حق
هامش
( 1 ) . شا : قاهره ( 2 ) . پا : ارجعونى ( 3 ) . شا : بدن به دنيا ما را دو مرتبه ( 4 ) . شا : ( سوى . . . بعد ) را ندارد . ( 5 ) . پا : ( حالت اوليه ) را ندارد . ( 6 ) . شا : ( كه . . . نداشتيد ) را ندارد . ( 7 ) . شا : دويّم ( 8 ) . شا : ( از باب ظلمت و تاريكى ) را ندارد . ( 9 ) . پا : خدا ( 10 ) . پا : ( كما قال ) را ندارد . ( 11 ) . شا : انه ( 12 ) . پا : ( به‌واسطه‌ى ظلمت و تاريكى ) را ندارد . ( 13 ) . شا : ( چون . . . لهذا ) را ندارد . ( 14 ) . شا : چرا
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 192 | پرويز عباسى داكانى / محمد ابراهيم سبزوارى