مرقدنا » . اين است كه كرارا در قرآن از نوم تعبير به موت شده « 1 » ، و از انتباه به بعث . فى قوله تعالى :
« هُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضى أَجَلٌ مُسَمًّى »
.
قوله :
هر آنچه ديدهاى از وى مثال است
يعنى آنكه جمعى گمان بردهاند كه به حقيقت رسيدهاند ، چون به خود آمده ، ديدند كه هنوز در امثله و شبحاند ، چه ، اين عالم ظاهر كه در نظر توست ، مثال و نمونه از عالم معنى ، و عالم معنى مثال [ است ] از جهت عالم معناى فوق او ، تا برسد به معنى المعانى كه حقّ است . به اين ترتيب كه اين عالم [ ظاهر نمونهاى است از عالم ] مثال ، و عالم مثال نمونه « 2 » از عالم نفس ، و عالم نفوس اظلّه از عالم عقول است . امّا قاطبهى افراد انسان محروم از آن عوالم [ اند ] « 3 » و مشغول به نمونه و امثله « 4 » از آنها ، مثل محروم بودن از عاكس و مشغول [ شدن ] به عكس ، و يا محرومى از شخص انسانى و محو ظلّ او [ بودن ] . پس معلوم شد كه چيزى كه اصل و لبّ است ، پنهان از بصر بىبصيرت ماست ، و چيزى كه در مشاهدهى « 5 » ماست ، فرع و مثل و قشر است .
بيان موت و حشر و صبح قيامت :
هامش
( 1 ) . شا : فرموده
( 2 ) . شا : ( از عالم مثال . . . نمونه ) را ندارد .
( 3 ) . شا : عوالمهااند
( 4 ) . شا : امثله و نمونه
( 5 ) . شا : مشاهد