است . چون به آن مرتبه و اصل « 1 » شد - كه قوّهى محض و استعداد صرف است - به اعتبار آنكه اگر از آن درجه هبوط مىنمود منتهى به ظلمت عدم صرف بود ؛ لهذا آن مرتبه محل غروب آن نور واقعى است . چنانكه مرتبهى ظهور اعلى - كه اعتبار صبح فرمود - مشرق است . از اينجا است كه حق تعالى از تنزل ارواح در قوس نزول - كه متوجّه به اين ظلمت است - تعبير به سير در ليلة القدر فرموده ، فى آية كريمة :
« تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ »
، تشبيها به ليل صورى . و از عروج و ارتقاى ملايكه و ارواح در قوس صعود به ناحيهى مبدا المبادى تعبير به يوم القيامة فرموده : « يعرج اليه الملائكة و الروح فى يوم كان مقداره خمسين الف سنة » تشبيها به يوم صورى ، چه ، در اوّل رو به ظلمت و اخفاست ، و در ثانى رو به تجلى و اشراق . بارى از اينجاست كه خود مىفرمايد :
كه اين عالم ندارد از يكى بيش
يعنى « 2 » اين عالم واحد و شمس واحد را ، يك مشرق و يك مغرب كافى است ، و حاجت به دو تا ندارد .
تو در خوابى و اين ديدن « 3 » خيال است
چنانكه مستفاد از حديث شريف است كه : « النّاس نيام فاذا ماتوا انتبهوا » ، چه ، پيش گذشت كه « 4 » غفلت به چشم عقل ، مثل خواب به چشم حسّ است . پس بايد انسان از خواب غفلت بيدار شود . و بنابراين حديثى كه : « الدّنيا مزرعة الآخرة » ، وقت را به مباطله مصروف نگرداند . كما قيل :
« وقت را غنيمت دان آنقدر كه بتوانى »
« . . . و اين ديدن خيال « 5 » است » ، چنانكه اعتقاد بعضى مثل طايفه
هامش
( 1 ) . شا : وارد
( 2 ) . پا : ( يعنى ) را ندارد .
( 3 ) . شا : عالم
( 4 ) . پا : ( كه ) را ندارد .
( 5 ) . شا : خيالى