غذاى خون را در عوض ، شير شيرين . و انسان هم كه از عالم ظلمت چشم پوشيد ، نصيبش عالم آخرت و عالم نور است ؛ و از غذاى كثيف جسمانى كه دست شست ، نعمت روحانى بر او مفوّض است . كما قيل « 1 » :
« گر نخواهد بىبدن جان تو زيست * فى السّماء رزقكم روزىّ كيست ؟ »
از بابت آنكه غذا « 2 » درخور مغتذى است ، كه نور غذاى جسم نشود .
نه ما لا تبصرون آخر شنيدى ؟
از آيهى شريفهى
« وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ »
. پس از جهت انسان كه بصرش منوّر به نور اللّه بود ، آن وقت در خود كه نظر نمايد ، عوالم غير متناهيه را در هستى خود مشاهده نمايد ؛ چه « 3 » ، فى الواقع مشتمل بر هيجده هزار عالم است كه اعداد هريك از آنها به تفصيل گنجايش اين مختصر ندارد .
بيان عالم مثال و نفس و عقل :
بيا بنما كه جابلقا كدام است ؟ * جهان و شهر جابلسا چه نام است ؟
بدان جابلقا و جابلسا اسامى شهرهاى عالم مثال است كه گويا معمورى آن شهرها موقوف بر خرابى نفوس است شهر بدن طبيعى را . قال السّنائى :
« سخن كز روى دين گويى چه عبرانى ، چه سريانى * مكان كز بهر حق جويى ، چه جابلسا ، چه جابلقا »
هامش
( 1 ) . شا : مثنوى
( 2 ) . پا : غدا
( 3 ) . شا : كه