حرارتى بيش ننمايد ؛ ولى در نظر انبياء و اولياء « 1 » هر جزء از اجزاى او حىّ و مشعر و مبرز صد هزار حكم و صنايع حق ، و مملو از ملائكه و مسخّر در تحت امرند . كما قيل :
« جملهى اجزاى عالم در نهان * با تو مىگويند روزان و شبان
كه سميعيم و بصيريم و خوشيم * با شما نامحرمان ما خامُشيم »
و من اجل هذا النظر اسند اللّه تعالى اليهم العمى فى القرآن . اين است كه در كشف غطا و عمى ، نظر نما به برگ شجره كه ملكى كه بر غذا و تكميل او موكل است ، چگونه آب و خاك كثيف ثقيل را كه مايل به مركز است قسرا به علوّ صعود دهد ، و ملك ديگر او را به خلاف ميل طبيعى نگاه دارد .
و مصوّره آن جزء آن غذاى او را بهطرز وضعهاى مخصوص تصوير دهد . و از آن طرايق « 2 » و جداول صغار و كبار كه در او بهمنزله آورده و شرائين است ، به جهت مجراى حركت آب و خاك كه رزق اوست ، به تمام اجزاى آن برگ برساند . آنوقت حكمت و صنعت بارى تعالى مشاهده مىشود « 3 » ، ولى چون اين امورات از اوّل ولادت پر ديده شده ؛ لهذا عجايب او از انظار جزئيّه مخفى است كه اگر انسانى فرضا از اوّل ولادت در جايى تاريك بزرگ شود و ابدا ملاحظه آثار سماوى و ارضى ننمايد ، حتى استكمل عقله و بلغ اشده و بعد از تكميل قوّهى عاقله يك مرتبه بيرون آيد و به ديدهى بصيرت و اعتبار ، نظر در عالم نمايد ، از ملاحظهى سقف محفوظ و سراج منير - الشّمس و القمر - و ساير الكواكب و النباتات و
هامش
( 1 ) . شا : عليهم السلام
( 2 ) . شا : طرق
( 3 ) . شا : شود