جهت مدركات ، چه خيال ، خزينهى حسّ مشترك است « 12 » ، حافظه خزينهى واهمه ، و متخيّله هم قوّهاى است كه ضمّ مىكند صورتى را به صورتى ، يا معنى را به صورتى « 13 » ؛ مثل ضمّ عداوت را - كه امر معنوى است - به صورت شخصى كه عدوى تو است . پس اگر اين قوّهها در تحت امر عاقله و مطيع نفس [ بودند ] ، و نفس آنها را صرف فيما خلق لاجله نمود - اعنى صرف در كسب علوم نظريه و علوم عمليّه [ كرد ] كه بهواسطهى آنها نفس كامل شد - آن وقت زياد مىشود بر اين هفت قوّه ، قوّهى عاقله ، و هشت در بهشت مىشود . و اگر در مدركات شرّيه مثل بخل و كينه و حسد صرف نمود ، آن وقت مؤاخذ است ؛ چه ، حق تعالى در « 14 » روز قيامت سؤال از آنها و صاحب آنها نمايد . كما قال تعالى فى القرآن « 15 »
« إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ
« 16 »
مَسْؤُلًا »
كما « 17 » قيل :
« چشم و گوش و هوش ، گوهرهاى عرش * تو گرفتى ، چه خريدستى ز فرش ؟ »
علاوه بر آنكه اين هفت مدارك ، ابواب سبعهى جهنم مىشوند از جهت دخول آن شخص ، و افعالى كه از هريك از اينها صادر و به ظهور رسيده ، مثل ديدن و شنيدن و چشيدن و غير ذلك ، از افعالى « 18 » كه ملكهى انسان است - هر چند در اين عالم اعراضاند ؛ يعنى « 19 » تحقّق و حقيقت مستقلى نداشته - ليكن در آن عالم آخرت چون همه چيز بايد به كمال برسد ، آنها صاحب تحقّق و جوهر شده و « 20 » در خارج وجود مستقل
هامش
( 12 ) . پا : ( است ) را ندارد .
( 13 ) . شا : معنى
( 14 ) . پا : ( در ) را ندارد .
( 15 ) . شا : فى القرآن
( 16 ) . يا : عنه كانوا
( 17 ) . پا : و
( 18 ) . شا : افعال
( 19 ) . شا : يعنى كه
( 20 ) . پا : ( و ) را ندارد .