مىگيرند ؛ بعضى مار و بعضى عقرب مىشوند . كما قيل :
« اين عملهاى چو مار و كژدمت * مار و كژدم گردد و گيرد دمت
اى دريده پوستين يوسفان * گرگ برخيزى از اين خواب گران »
و تمام آنها شهادت بر افعال خود مىدهند ؛ چنانكه مستفاد از آيهى شريفه است كه :
« الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ »
. عارفى فرموده است « 1 » :
« روز محشر كه بر عموم بشر * حق تجلى كند به جمله صور
آن تجلى ز « 2 » حضرت احدش * نبود جز به وفق معتقدش »
كما فى القرآن :
« جَزاءً وِفاقاً »
، اى جزاء موافقا لنيات و عقايدهم .
بيان حضرت آدم و سجدهى ملائكه :
كدام است آن جهان كو نيست پيدا ؟
او ، عالم مثال مطلق ، و غيب مقابل عالم شهادت است ، و به جاى خيال انسان كبير است كه حقيقت ختميه باشد . و آن عالم را اسماء نيست كه مسمّى به هور قليا « 3 » است - كه صورت لطيفهى مجرده از همين عالم خارج است .
كه يك روزش بود يك سال اينجا
هامش
( 1 ) . شا : گفته
( 2 ) . پا : از
( 3 ) . شا : هورقوليا