تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
إِلَّا قَلِيلٌ »
. جامى سامى در لوائح لايح فرموده است « 1 » :
« اى خواجه اگر مال و « 2 » اگر فرزند است * پيداست كه مدّت بقايش چند است »
« از هرچه به مردگى جدا خواهى شد * آن به كه به زندگى جدا باشى از او »

بيان سيمرغ و كوه قاف :

بگو سيمرغ و كوه قاف چه بود ؟
بلى مراد از سيمرغ ، انسان كامل است . كما « 3 » فى [ شعر ] الاسرار [ ملا هادى سبزوارى ] :
« تو سيمرغ همايونى كه عالم زير پر دارى * چسان با اين شكوه و فر ، گزيدى كنج گلخن‌ها ؟ »
وجه مناسبت آنكه سيمرغ به وحدت تمام الوان مختلفه را داراست ؛ همچنين انسان كامل چون فصل الفصول است « 4 » - چنان كه گذشت « 5 » - به وحدت تمام اشياء و انواع را واجد و داراست « 6 » . كما قيل فى حقّه :
« آنچه خوبان همه دارند ، تو تنها دارى »
و همچنان‌كه سيمرغ صاحب دو پر است كه به‌واسطه‌ى دو پر از سفلى به اعلى حركت نمايد ؛ همچنين انسان هم داراى دو بال « 7 » است كه عقل عملى و عقل نظرى باشد ، كه به‌واسطه‌ى اين دو پر - فى حال التكميل - در
هامش
( 1 ) . شا : ( جامى . . . است ) را ندارد . ( 2 ) . شا : ( و ) را ندارد . ( 3 ) . شا : كما ورد ( 4 ) . شا : ( چون . . . است ) را ندارد . ( 5 ) . پا : ( چنان‌كه گذشت ) را ندارد . ( 6 ) . شا : اشيا را داراست ( 7 ) . شا : پر