تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
خود نرسيده است ، قشر لازم اوست ، اما وقتى كه مغز معنى كامل شد ، قشر متروك است . مولوى :
« معنى آن باشد كه بستاند تو را * بىنياز از نقش گرداند تو را معنى آن نبود كه كوزه‌گر كند * مر تو را بر نقش عاشق‌تر كند « 1 » »

بيان قيامت :

چه باشد آخرت ، چون است دنيى ؟
بلى ، آخرت مقام حشر است كه تمام اشياء را شامل است حتى وحوش و طيور را ، به مفاد آيه‌ى شريفه‌ى :
« وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ »
. و نيز اسم آخرت ، قيامت است و قيامت قيام عند اللّه است ، يعنى بعد از آن « 2 » كه حركت اشياء به انتها و قيام رسيد « 3 » و واقف شدند ، اسمش قيامت كبرى است . و حديث : « من مات فقد قامت « 4 » قيامته » ، اشاره به قيامت صغرى است « 5 » . چنان‌كه ترقى و استكمال ثمر در حركت خود به سوى كمالات مترقّبه از او - كه حلاوت مخصوص يا حموضت مخصوص [ است ] ، چون به انتها رسيد ، همان قيامت اوست . و دنيى در قول ايشان مخفّف دنيا است . چنان‌كه شيخ سعدى - عليه الرّحمة - فرموده است « 6 » :
« دنيى آن‌قدر ندارد كه بر او رشك برند * يا وجود و عدمش را غم بيهوده خورند »
هامش
( 1 ) . شا : ( مولوى . . . عاشق‌تر كند ) را ندارد . ( 2 ) . پا : ( از آن ) را ندارد . ( 3 ) . پا : رسيده ( 4 ) . پا : قام ( 5 ) . پا : اشاره به دو است ( 6 ) . شا : دنيا است كما قيل