يا ذات حق آيينه و اعيان صور است * نزديك محقق كه حديد البصر است
هر آينهاى ظهور شكل دگر است »
اى محبّ اگر خواهى كه روى جهاننماى جانان ، بصر بىبصيرت تو را به نور جمال خود منوّر نمايد ، بايد دو شرط را بهجاى « 1 » آورى : اوّل آنكه از خودى بگذرى ، دوّم آنكه غير او را ندانى . قال المولوى - قدس سرّه « 2 » - :
« آنكه مردن پيش او شد فتح باب * سارعوا آمد مر او را در خطاب »
فى قوله تعالى :
« وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ
« 3 »
»
. و جايى « 4 » ديگر :
« فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ »
. از اينجا است كه لذّت ملاقات خود را - كه در ذايقهى اهل اللّه « احلى من العسل » است - موقوف و مشروط به نيستى و انقضاى اجل محدود دنيوى فرموده ؛ فى قوله تعالى :
« وَ لَوْ يُعَجِّلُ اللَّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ »
. چنانكه اشخاصى كه آرزوى لقا نداشته و محروم از فيض شهودند ، در طغيان و عمى متروك و مطروحاند . كما فى متمّم آيه :
« فَنَذَرُ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ »
. پس از باب شرافت مشروط :
« مرگ اگر مرد است گو پيش من آى * تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ »
و كلام على - عليه السّلام « 5 » - است « 6 » : « يا حار همدان من يمت يرنى » .
قايلى فرموده است :
« اى كه گفتى فمن يمت يرنى
هامش
( 1 ) . شا : جا
( 2 ) . پا : ( قدس سره ) را ندارد .
( 3 ) . پا : الله
( 4 ) . شا : جاى
( 5 ) . شا : ع
( 6 ) . شا : ( است ) را ندارد .