است - چنان علم و احاطه و تسلّطى دارد بر قواى ظاهره و باطنه و محرّكهى خود كه آن قوّهى محركه سارى « 1 » است در تمام عضلات . و به عدد پانصد « 2 » عضله « 3 » است كه تمام آنها حركت دارند . و نمىشود كه هيچ يك از اين « 4 » عضلات در بدن « 5 » حركت كنند ، مگر آنكه حركتشان مسبوق است به علم و ارادهى نفس ناطقهى قدسيّه تا برسد به مثل شنيدن و ديدن كه افعال تمام به علم و شوق نفس است . پس از اينجا پى ببر به علم حق حقيقى كه تمام اطوار و اكوارى كه در اين عالم است چنين ، بل به اشدّ مراتب به علم و ارادهى « 6 » حقّ است : « احاط بكلّ شىء رحمة و علما » ، چه ، احاطهى او عظيمتر است به عالم از احاطهى نفس به قواى خود ؛ چرا كه اين پرتوى از نور الانوار است ، يا آنكه سايهى بلند پايهى اوست ، و سايه ، ضعيفتر از نور است . و همچنين عظيمتر است از احاطهى نور شمس در روز به انوار كواكب . و ايضا « من عرف نفسه قادرا على القوى عرف ربّه قادرا على الاشياء » ، يك نوع قدرتى كه انسان كبير اعنى كلّيهى عالم را بتمامها در طرفة العينى از ليس به ايس و از عدم بهوجود آرد . دربارهى قدرت كاملهى او كافى است قول على ( ع ) : « انّما يقول لما اراد كونه فيكون لا بصوت يقرع و لا بنداء يسمع بل انّما كلام سبحانه فعله » ؛ چه ، نفس كه پرتوى از نور بىمنتهاى اوست ، ببين چه قدرتى دارد كه به محض توجه به باطن ايجاد مىنمايد جميع عالم را از آسمان و زمين و ما سواه « 7 » در قوّهى خياليّهى خود با اين كثرت مشاغل به امور بدنيّه و تحصيل « بدل ما يتحلّل » .
و ايضا به محض اراده و توجّه حركت مىكند به قدرت كاملهى « 8 » او كلّ
هامش
( 1 ) . شا : ساريه
( 2 ) . شا : پانصد فرد
( 3 ) . پا : عضل
( 4 ) . شا : اين پانصد
( 5 ) . پا : مذكوره
( 6 ) . پا : به ميل و ارادهء
( 7 ) . پا : حواء
( 8 ) . پا : ( كاملهى ) را ندارد .