تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
شود ، و نطفه مىخواهد علقه شود ، و علقه مضغه ، و مضغه « 1 » جنين ، و جنين انسان . بالجمله اين حركت اشياء طولا چون به حسب ظاهر نيست ، چنين گمان مىشود كه مدام آرام‌اند . بلى با وجود آرامىشان مدام در حركت‌اند ، زيرا « 2 » كه حركت منحصر در همين زمانى و مكانى و كيفى و كمّى نيست ؛ اگر چه همين حركت اشيا به سوى مبدأ المبادى ، حركت كيفى است ، چرا كه كيفيّت جهل مبدّل به علم مىشود « 3 » ، و كيفيّت نقص به كمال . قوله تعالى :
« وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ »
. چون حركت جالس سفينه كه سفينه واسطه در عروض حركت اوست ؛ به ظاهر ساكن است و به باطن متحرّك ، زيرا « 4 » كه از بلدى به بلدى رفته .
نه آغاز يكى پيدا نه انجام
يعنى با وجود آنكه تمام حركت مىكنند ، نه اوّل خود را كه مبدأ باشد ، رسيده‌اند و نه آخر خود را شنيده‌اند . به خلاف انسان كامل كه هم از مبدأ خود خبردار است كه « 5 » حضرت مبدأ المبادى و اوّل الأوائل و علّت مستقله اوست ؛ و هم در معاد خود صاحب بصيرت است ، بلكه بر معاد تمام اشياء به مقتضاى آيه‌ى شريفه‌ى :
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
، كه برگشت و عود تمام به اوست تعالى . اگرچه مىگويند انتهاى « 6 » مراتب كمال « 7 » انسان اتّحاد با عقول است كه « نفس را چون بندها بگسيخت يابد نام عقل » ؛ امّا عقول هم وجود علىحده ندارند ، بلكه تمام مستغرق‌اند « 8 » در هويّت مطلقه ؛ چه ،
هامش
( 1 ) . شا : مضغه ( 2 ) . شا : چرا ( 3 ) . پا : مىشود به علم ( 4 ) . شا : چرا ( 5 ) . شا : خبر دارد كه ( 6 ) . شا : انتهى ( 7 ) . شا : كمالات ( 8 ) . شا : مستغرقند تمام