دادن ثمر معزول « 1 » است ، چه ، مىگويند نسبت شمس به دنيا ، و حقيقت انسان كبير و كليهى عالم ، از قبيل نسبت قلب به جسد است كه همچنانكه حيات انسان صغير به قلب است ، همچنين حيات تمام عالم به شمس است ، و نور كواكب هم مستفاد از اوست .
تعيّن هريكى را كرده محبوس
بدان كه ماهيت ، اسامى كثيره دارد كه بر او اعتبار نمودهاند ، از آن جمله نامش تعيّن است .
« تعيّنها امور اعتباريست »
و از آن جمله ، نامش اعيان ثابته است . چنانكه حكما فرمودهاند :
« الاعيان الثابتة ما شمّت رائحة الوجود ازلا و ابدا » . عارف جامى راست « 2 » :
« بود اعيان جهان بىچند و چون * ز امتياز علمى و عينى مصون
نى به لوح علمشان نقش ثبوت * نى ز فيض خوان « 3 » هستى خورده قوت
نى ز حق ممتاز ، نى از يكدگر * غرقهى درياى وحدت سربهسر »
پس اين تعيّن ، كل موجودات را فرا گرفته است . علاوه بر آنكه وجود كلى محيط وسيع از اين ماهيت محدود و جزئى مضيّق و محبوس گرديده ، بر ديگرى اطلاق نمىشود ، چه ، تعيّن جمادى ، تعيّن نباتى را دارا نيست ؛ و از نباتى بر حيوانى حمل نى ، اگر چه بر حسب وجودشان متحدند ؛ امّا
هامش
( 1 ) . پا : ثمره حزول
( 2 ) . پا : است
( 3 ) . پا : خان