تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
علىالسّويه است ، و همين معنى امكان خاص است كه سلب ضرورت از طرفين باشد . و معتزله مىگويند : اشياء در بقاء مستغنى از حق‌اند ؛ چرا كه معلول در همين حدوث محتاج است به فاعل . و حالا كه تمام موجودات از او حادث شده‌اند « 1 » ، احتياج به او ندارند ، بلكه مستغنى از اويند . و مثل را به بنا و بنّا زده‌اند ؛ يعنى مىشود كه صد سال است « 2 » فاعل بنا ، يعنى بنّا از دار فنا « 3 » رحلت نموده ، و معلول او كه بنا باشد باقى است ، بدون احتياج به علّت . و اين ظنّ است و ظنّ اغلب او اثم است . كما قال تعالى « 4 » :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ »
. بلكه اشياء در امكانشان احتياج به علّت دارند ، نه در حدوث فقط « 5 » و اين عموميّت دارد كه على اىّ حال تمام موجودات را سراسر شامل است ، حتّى عقول سلسله‌ى طوليه را بر قول بعضى كه ماهيت بر آنها قايل‌اند . و پيش گذشت كه امكان ، لازم ماهيت [ است ] ، و لازم ممتنع است كه منفك از ملزوم شود ؛ مثل حرارت كه لازم صورت نوعيّه‌ى ناريه است ، و اشراق نور و وجود نهار ، لازم وجود شمس ؛ يعنى « كلّما طلع الشمس ، فالنهار موجودة » « 6 » . منظور آن است كه :
« سيه‌رويى ز ممكن در دو عالم * جدا هرگز نشد و اللّه اعلم »
پس تمام اشيا چون ممكن‌اند در وجودشان محتاج به قيوم [ اند ] ، و در استكمال به فلك و حركت او و حركات كواكب ، على الخصوص شمس [ محتاج‌اند ] - كه او مربى تمام است و حيات تمام اشياء از حق به‌واسطه‌ى او فايض مىشود - اين است كه نباتى كه از پرتو آفتاب محروم است ، از
هامش
( 1 ) . پا : شدند ( 2 ) . پا : است كه ( 3 ) . شا : بقا ( 4 ) . شا : آيه‌ى شريفه ( 5 ) . شا : ( نه در حدوث فقط ) را ندارد . ( 6 ) . شا : موجود
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 162 | پرويز عباسى داكانى / محمد ابراهيم سبزوارى