تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
وجود را ملاحظه نما كه با وجود نقطه بودنش « 1 » از اصل خود كه مبدأ است به سير و حركت افتاد « 2 » ، چه حروفات وجودى و چه نقوش معنوى از حركت او ظاهر شد . كما قيل :
« خيز تا بر كلك آن نقاش جان افشان كنيم * كاين همه نقش عجب در گردش پرگار داشت »
و ايضا ملاحظه نما كه چگونه اشكال مختلفه از گردش اوضاعش پيدا شد ، از صور نوعيّه و صور جسميّه از شكل سما و سمك و ملك و جنّ و « 3 » حيوان و انسان و « 4 » نبات و جماد . و احسن از تمام صور ، صورت انسان است ، كه در ايجاد او فرمود :
« فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ »
. و انسان مخلوق بر صورت جاعل ، و مظهر صفات حقّ است . و گفتيم كه نقطه قسمت‌پذير نيست ، مگر به اعتبار معتبر ، چه ، قسمت خارجى ندارد ، از قبيل زمان كه چون امر متجدّد غير قارّ است ، لهذا قسمت او به ماضى و مستقبل و حال از جمله فرض و اعتبارات است . و اشاره به همين مطلب مذكور « 5 » است قول ايشان - قدّس سرّه « 6 » - كه در فرد بعد فرموده‌اند :
« همه دور زمان روز و مه و سال »

[ وحدت در كثرت : ]

ز هريك نقطه زين « 7 » دور مسلسل
هامش
( 1 ) . شا : ( بودنش ) را ندارد . ( 2 ) . پا : افتاده ( 3 ) . شا : جن و ملك و ( 4 ) . شا : ( و ) را ندارد . ( 5 ) . پا : مطالب مذكوره ( 6 ) . شا : ايشان كه فرموده‌اند ( 7 ) . پا : اين
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 159 | پرويز عباسى داكانى / محمد ابراهيم سبزوارى