تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
متّحد با كلّ است . چنان‌كه فرموده‌اند :
- « در جزء نبين كلّ را * در غنچه ببين گل را باشد اين از اهليّت * در غوره ببين مل را »
- « ليس على اللّه بمستنكر * أن يجمع العالم فى واحد »
بدان خردى كه آمد حبّه‌ى دل * خداوند دو عالم راست منزل
چنان « 1 » كه مستفاد از احاديث قدسى و از آيه‌ى شريفه است . امّا آيه‌ى شريفه « 2 » :
« وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ »
، و قال فى القدسى « 3 » : « لا يسعنى ارضى و لا سمائى و لكن يسعنى قلب عبدى المؤمن » ، و قال : « انا عند قلوب المنكسرة » . كما قيل :
« گفت پيغمبر خدا فرموده است * من نگنجم هيچ در بالا و پست در دل مؤمن همىگنجم عجب * گر مرا خواهى در آن دلها طلب »
اما مخصوص است به قلوبى كه منكسر باشد ؛ يعنى هستى مضاف خود را از خود مسلوب و درهم‌شكسته باشد ، و به زبان حال بگويد :
« فانى از خويشم من و باقى به حقّ
هامش
( 1 ) . شا : ( چنان ) را ندارد . ( 2 ) . شا : ( امّا آيه‌ى شريفه ) را ندارد . ( 3 ) . شا : و حديث