جايى كه مىفرمايد : « 1 »
« قُلْ يا أَيُّهَا الَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ »
. مثنوى معنوى راست « 2 » :
« گر همىخواهى كه بفروزى چو روز * هستى همچون شب خود را بسوز »
و نيكوشاهدى است بر اين مطلب حديث قدسى : « من عشقنى عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلىّ ديته و من علىّ ديته فأنا ديته » . پس آن وقت باقى نمىماند در سراى وجود ، الّا آنكه : « فيبقى وجه ربّك ذو الجلال و الاكرام » . و جايى ديگر مىفرمايد در وصف عشق ، حضرت ختمىمآب :
« من عشق و كتم و مات فهو شهيد » .
مثنوى :
« با محمد بود عشق پاك جفت * زين سبب او را خدا لولاك گفت »
قوله :
جهان را سربهسر آيينه مىدان
مثل بيت المرآة حضرت يوسف ( ع ) ؛ چه ، ماهيات كل عالم به منزلهى مرآيى از جهت آن نور و آن ظهورند . چنانكه فهميدى كه اگر ماهيت عقلى است - [ بنا ] بر قول كسانى كه از جهت عقول ماهيّت قايلاند - حقّ در آنجا به صفات و اسماء تنزيهيّه ظاهر است ؛ و اگر مرتبهى ملكى است به اسم « سبّوح قدّوس ربّ الملائكة و الرّوح » در آنجا ظاهر است ؛ و اگر آيينهى فلكى است در آنجا به اسم « يا رفيع و يا قديم و يا دايم » ظاهر و هويدا « 3 » است ، و اگر انيّت ماهيّت كوكب است در آنجا به اسم « يا نور كلّ
هامش
( 1 ) . شا : ( جايى كه مىفرمايد ) را ندارد .
( 2 ) . شا : مثنوى راست
( 3 ) . شا : ( و هويدا ) را ندارد .