لسان الغيب شرح نور قدسى است * كه آن قدسى ز انوار تجلّى است
لسان الغيب ز اسرار حقيقت * كه باشد پرتو نور شريعت
لسان الغيب نور است از ولايت * كه باشد مظهر شمع هدايت
كه جمع الجمع عين العين گردد * صراط مجمع البحرين گردد
چه اين معنى عماد اهل دين است * صفات اوليا بهر يقين است
چه اين معنى ره عين اليقين است * وصالش از ره حبل المتين است
چه آمد معرفت مطلوب اشيا * شود سالك بسى مغضوب اعدا
چو سالك را نباشد غير مقصود * همىدارد نظر بر لطف معبود
چو مؤمن مظهر و مرآت حق است * ظهور سير او در آن صدق است
ز مبناى شريعت جو حقيقت * كه آن باشد ز رفتار طريقت
رواج آن به فقر و افتقار است * كه آن فقر از براى افتخار است
طريقت هم تبدل است با يار * كه باشد بر ره تفسير هشيار
دگر ذكر جلىّ و هم خفىّ است * كه ز اسرار خداوند حفىّ است
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي )
ص٢٥١