تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠

[ 77 ] اشاره در بيان لسان الغيب كه مظهر اسرار لا ريب است

اگر در سير وحدت فاش باشى * نه همچون پشّه و خفّاش باشى بود راه شريعت سيرت تو * شود اسرار طلعت رايت تو به راه شرع باشى در حقايق * ز فيض قدس يا بى در دقايق لسانت حقّ و صدق و نور فائق * كه باشد مظهر سير نواطق بود لطفت خلوص از بهر اللّه * منزّه مىشود از ما سوى اللّه ز شرع احمدى ناطق بيانت * كه نور حيدرى شائق كمالت لسان الغيب باشد شخص كامل * نباشد در خور آن شخص جاهل كمال او ز علم و خشيت آمد * وصال او ز حلم هيئت آمد ضميرش چون كتاب مستبين است * شروحش كسب اسرار يقين است گهى آگه شود بر نفس مقصود * گهى واقف شود بر سرّ معبود گهى كشف و شهودش جلوه گردد * گهى از لطف حق تابنده گردد گهى آيت شود بر مظهر حق * گهى طالب بود بر سرّ مطلق چه قلبش آيت نقش جهان است * ظهورش در عيان و در نهان است لسان الغيب باشد آن فراست * كه مؤمن را بود نور درايت لسان الغيب انوار شهود است * كه مقياسش ز اسرار وجود است
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 250 | محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي ) / مهدى رضوى