تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
چه او در سلك خيل كردگار است * برى از جلوه اين روزگار است نبيند غير حق را در مظاهر * شود محسود ارباب ظواهر كند دل را سليم از ما سوى اللّه * همى شاغل شود بر ذكر اللّه مقام ذكر حق وصل رحيم است * چه از آن بگذرى عين جحيم است چه انحاى مشيّت جلوه گردد * مقام سالكان سنجيده گردد ز هرجا مطلعى گردد ز ايقان * نبيند جز ظهور فيض سبحان لسانش شرح را باشد مترجم * بيانش هادى از فيض منعّم شود هادى به راه شرع احمد * بود در بحر هر معنى ممجّد . . . كَاهل اين گفتار بودند * ز فرط معرفت هشيار بودند لسان معرفت را برگشادند * بساط مكرمت را برنهادند لسان الغيب را دمساز كردند * حجاب الغيب را سر باز كردند شنيدم شمّه‌اى از اين معانى * بديدم لمعه‌اى از اين معالى ز شمس معرفت هشيار گشتم * ز خواب مغفلت بيدار گشتم مصوّر گشت از اسماء و آثار * منوّر گشت ز آن اطوار و انوار به ما گفتند ز اسرار نهانى * شهودم گشت ارباب جهانى از آن سيرى كه عالم شاد گشته * كه سالك بهر او دلشاد گشته