[ 76 ] اشاره در بيان بعضى از اسرار شهود عرفانى است
كه از ابواب وجود منبسط و نفس رحمانى و مظاهر مقدّسه و ظهورات اسماء الهيّه است برحسب مكاشفات ايمانيّه .
لوامع چون شود ز انوار ساطع * كه بر اهل معانى گشته لامع
مشاهد مىشود ز انوار اسما * منزّل مىشود از طرف اعلى
مشاهد را شود آن نور ظاهر * به طرز اهل معنى گشته باهر
پس آنگه مىشود علم لدنى * مكاشف مىشود بر سرّ معنى
چه آن سيرى كه اسرار وجود است * براى شخص سالك در نمود است
گهى تابش كند بر قلب عارف * گهى ساطع شود بحر معارف
چه او از لطف و احسان و محبّت * مكاشف را بود مربوط رحمت
چه آن نور حقيقت گشته غالب * به نور اهل دل باشد مناسب
ز بهر كامل آن نور لوامع * بود اشراق از شمس مطالع
براى اهل دل باشد جوامع * براى مبتدى گردد مقامع
اگر آگه شود بر نو عليا * بود قلبت مثال طور سينا
گهى ظاهر بود گاهى نهان است * مثال او بهسان نفس و جان است
شناسد عارف از وى مسلك خويش * شود دانا به سير مدرك خويش
از آن اسماء كه از نور جلال است * بساط قرب راه ذو الجلال است