گفتار در مرتبه اعراض از دنيا
اى بدن پرورده بهر مارومور * چند مغرورى به اين دار الغرور
تو براى حقپرستى آمدى * پس چرا از ذكر يزدان غافلى
ذكر حق را برگذشتى از جفا * برگذر از عذر ديگر بىوفا
هركه چون ابليس از حق دور شد * از طريق مكرمت مهجور شد
و آنكه از راه خدا مطرود شد * از ظهور إنّما مردود شد
هركه شد وارسته از غير خدا * مىشود شايسته صدق و صفا
آنكه از صهباى معنى طور شد * از صفاى مكرمت پرنور شد
اى نديده عالم روحانيان * وى نخوانده دفتر ايمانيان
اى كه مغرورى به دنياى دنى * كى شوى شايسته قرب ولى
سرّ حق را گوش كن از إنّما * راز دل را بشنو از مرد خدا
اى كه از راه خدا درماندهاى * وى كه از ياد خدايت غافلى
اى كه از قرب خدايت راندهاى * در طريق معرفت پژمردهاى
اى كه از جام هوا نوشيدهاى * اذكروا اللّه را مگر نشنيدهاى
چونكه از وحدت به كثرت آمدى * از سماء معرفت دور آمدى
گر شوى وارسته از قيد هوا * مىشوى شايسته قرب خدا
از شريعت پند گير اى مرد حق * در حقيقت راز جو از ما سبق
در طريقت همچو مردان استوار * ساز . . . إلى نعم القرار