گفتار در دفع حجاب معنوى و انيّت و أنانيّت انسانى
كما قيل :
بينى و بينك إنّيّي ينازعنى * فارفع بلطفك إنّيّي من البين « 1 »
اى اسير خود حجاب خود تويى * پاك بايد دامن از گرد دوئى
ديدهء باطن اگر بينا شود * رازهاى معرفت پيدا شود
يا كه قلبت واله و شيدا شود * آنچه پنهان خواندهاى افشا شود
سرّ وحدت را ببينى در عيان * راز مطلق را ببينى در نهان
آنكه در سرّ شريعت راه يافت * جوهر حق يقين را گاه يافت
از همه آزاد شد جز بندگى * ديد عالم را همه شرمندگى
لطف حق را جان پاك او امين * اين بود سرمايه عين اليقين
هاتف شمع اليقين را گوش كن * نور ايمان راز معنى نوش كن
محو كن نفس خود از روى ورق * تا شوى شايسته بستان حق
آفت دنيا و عقبايت تويى * نور حق پيداست نامحرم تويى
اى ز پستى ماندهاى در وسوسه * طالب قيدى و راه هندسه
هامش
( 1 ) . از مناجات منسوب به حلاج . ابتداى آن مناجات چنين است :أنت المنزّه عن نقص و عن شين * حاشاى حاشاى عن اثبات اثنين