سالها جرم و گنه بنمودهاى * با عجوز دنيوى بغنودهاى
تو شهود راه حق ننمودهاى * زين سبب راه جفا پيمودهاى
سالها جرم و گناهت هست كار * خويش را اصلا ندانى شرمسار
حق تو را بس مكرمت فرموده است * باب احسان بر رخت بگشوده است
نعمتت را هر زمان كرده فزون * لطف او هردم تو را شد رهنمون
تو نكردى غير طغيان و جهود * مىنكردى شكر احسان اى عنود
تو عدم بودى وجودت داده است * باب رحمت بهر تو بگشاده است
از همه آفات حق بودت پناه * ورنه حالت روز اول شد تباه
تا به رشدت اينچنين آورده است * سالها در نعمتش پرورده است
حال اى محجوب درگاه خدا * اى ضعيف مبتلاى بينوا
يك زمان رو سوى درگاه احد * تا شوى تائب برِ ربّ الصمد
فقر اى نادان دواى حال تو است * اين دوا سرمايه آمال تو است
تا تو را واقف كند بر جان تو * جلوهگر سازد ره ايمان تو
ما طبيب درد و درمان توييم * آگه از بيمارى جان توييم
تا ز خبث نفس درمانت كنيم * از طريق علم آگاهت كنيم
از حديث نفس آزادت كنيم * چاره امراض پنهانت كنيم
ورنه زين امراض مىگردى هلاك * چون شوى فانى نباشد هيچ باك
اين صفاى فقر اين راه وفا * اين سلوك سير و اين راه هدا
اين حجيم ظلم و آن جور و جفا * اين طريق عدل و سير اصفيا
هر دو را از بهر تو لائح نمود * باب حجّت را به رويت برگشود
تا نگردى در قيامت عذرخواه * حال عصيانت شود چون من تباه
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي )
ص١٢١