تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
ليك بايد در فنا . . . شوى * ورنه در راه خطر [ ها ] لك شوى چون فنا گشتى نبينى غير حق * عشق تو آيد ره رب الفلق گاه در ذكر و مناجات و شهود * تا شوى مجذوب درگاه ودود اين . . . بايد طلب در راه دين * تا شوى راه حقيقت را قرين از دو عالم بگذر اى مرد خدا * تا شوى عاشق [ تو ] بر صدق و صفا مرد بايد در طلب جاهد شود * از خيال ما سوى زاهد شود گر نباشى در طلب در روز و شب * سخت بينى در قيامت صد تعب قبر تو گردد محل مور و مار * مىبرآرد از وجودت صد دمار آتش دوزخ به تو تابش كند * سيئاتت جملگى آتش شود غرق درياى جهنم مىشوى * در عذاب خود مسلّم مىشوى جدّ [ و ] جهدى بهر يزدان پيش گير * پس صبورى را براى خويش گير تا تجلّى را ببينى [ تو ] عيان * مىشوى مشتاق ارباب جنان ور نباشى در طلب مفتون شوى * از سماء معرفت بيرون روى صبر كن صبرى كه بايد در خلج « 1 » * ز آنكه الصبر است مفتاح الفرج آن صبورى مخزن سرّ خداست * و اصل گنجينه صدق و صفاست صبر چو [ ن ] آيد محبّت مىشود * آن محبّت بر حقيقت مىرود
هامش
( 1 ) . درد استخوان از كوفتگى .