[ 27 ] اشاره در بيان بعضى از اسرار توحيد و شهود معنوى
كه فرمود : « لم أعبد ربّا لم أره ؛ لم تره العيون بمشاهدة الأبصار ، و لكن تدركه القلوب بحقائق الإيمان » . « 1 »
ز مبناى شريعت جو حقيقت * كه باشد هر حقيقت از شريعت
حقيقت حق شرع احمد آمد * مظاهر ار شنويى « 2 » وحدت آيد
بود وحدت ظهور سرّ مشهود * ز هر . . . نمودار است معبود
تجلّى مىكند او در مظاهر * ظهورش هست در عين مشاهر
خداوندى كه بىشبه و نظير است * ظهورش بهر ارباب ضمير است
بود واجب ز عين خلق محجوب * بود ظاهر براى حبّ محبوب
به هر ممكن نظر كن از شريعت * كه بينى آيتى بهر حقيقت
حقيقت عين سرّ لا مكان است * كه از انحاء شرع دين عيان است
تجلّى صفاتش از وجود است * فيوضاتش همه بهر شهود است
به هر چيزى نمودار است و پيدا * براى اهل دل مكشوف و شيدا
به هر چيزى تجلّى هست و ظاهر * شهودش بر قلوب خلق باهر
اگر باشى تو از اهل رياضت * منزه گردى از قيد رياست
شوى سالك چو ارباب طرائق * ببينى ذكر حق را از خلائق
هامش
( 1 ) . كافى 1 : 138 ؛ توحيد صدوق رحمه اللّه : 305 .
( 2 ) . متن چنين است .