تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 864

مساهمون:

ص٨٦٤
مختلفه در آبگينه‌هاى متعدده قادح در وحدت نور آفتاب نيست تعين او بذات او است به اين معنى كه زايدى بر ذات او چيزى باشد نيست زيرا كه غير از او چيزى نيست لا موجود الا الله بل لا موجود و لا شىء فى الحقيقة الا الله و اوست ظاهر شده به صورت اشياء و كمالات ايشان ، و اوست ظهور نموده بصور مختلفه و هيئات متكاثره و الوان متغايره در مجردات و ماديات وجود و موجود و شىء و حقيقت او است و به غير وجود و حقيقت و ذات او نيست
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ
اشارت بر اين معنى است ، قوله تعالى
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
كنايت از اين است و آيهء
إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ
اشارت بر اينست ، و فقرهء اللهم انت الاول فليس قبلك شىء و انت الآخر فليس بعدك شىء و انت الظاهر فليس فوقك شىء و انت الباطن فليس دونك شىء بر اين گواه است ، و آيه
أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ
مؤيد مدعا است زيرا كه اين احاطه محمول بر احاطهء ذاتى است نه احاطهء فعلى و صفاتى بيت
هر نقش كه بر تختهء هستى پيداست * آن صورت آن‌كس است كان نقش آراست درياى كهن كه برزند موجى نو * موجش خوانند و در حقيقت درياست
سبحان من اظهر الاشياء و هو عينها .

گفتار در بعضى از مشايخ آن ديار

شرف الدين مصلح بن عبد الله المتخلص به سعدى قدس سره

از اكابر صوفيه و اعاظم اين طايفه بوده و در فضائل صورى و معنوى گوى سبقت از همگنان ربوده در اقاليم سبعه بسيار گرديده و بصحبت بسيارى از مشايخ عصر رسيده عارف رسته و از جهان گسسته به سومنات رفته بت بزرگ ايشان شكسته و بارها به سفر حج پياده شتافته و صحبت شيخ شهاب الدين و