تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 808

مساهمون:

ص٨٠٨
كه خاطر نگهدار و درويش باش * نه دربند آسايش خويش باش
آورده‌اند كه بوزر جمهر وزير نوشيروان بود در مهمات از راى آفتاب‌پيراى وى مشورت مىنمود در كتب مغان و مؤبدان ديده شده كه بوزر جمهر بكيش فريدون بود و بر اقوال كيخسرو بن سياوش عمل مىنمود فقير كتابى از تأليفات برزوى اصفهانى كه شاگرد بوزر جمهر است ديدم در آن كتاب مقالات بوزر جمهر مشاهده گرديد وى نفى مذهب زردشت و اثبات دين فريدون كرده است بنا بر وعده‌ئى كه در ضمن احوال زردشت شده كه در تلو مقالات بوزر جمهر بعضى از سخنان زردشت را بيان خواهم نمود لاجرم گفته مىشود كه : زردشت مىگويد كه يزدان گوهر تابناكست كه در او هيچ گونه تيرگى نيست و آفتاب گوهر تيره است كه حجاب ماوراى خود مىكند و گوهر تيره لايق خدائى نيست بوزر جمهر گفته كه به مجرد اين خيال از دين فريدون نتوان گذشت و از كيش كيخسرو نمىتوان برگشت زيرا كه خدا نور محض است كه از او دانائى و توانائى به مردم روشن بود « 1 » و اين‌طور موجود در عالم وجود معلوم نيست كه به غير از آفتاب بوده باشد و آفتاب درياى نور است كه تيرگى از وى دور است و چشم آدمى او را نمىتوان ديد و به نهايت او نمىتوان رسيد . ديگر زردشت گفته است كه آفتاب را اوج و حضيض و طلوع و زوال و كسوف « 2 » و هبوط و وبالست و بر يك قرار نيست و چيزى كه بر يك قرار نيست فانى است و چيزى كه فانى است لايق خدائى نيست ابوزرجمهر گفته كه اين‌ها امور اعتباريه‌اند و هركه نقص امور اعتباريه نمايد به صاحب وى قدر نيست « 3 » بل راجع بقصور فهم بشر است . ديگر آنكه زردشت گفته كه آفتاب گوهر بىاختيار است زيرا كه نمىتواند كه نسوزاند و نمىتواند بىآب و هوا گياه بروياند ابوزرجمهر گفته كه كارهاى خدائى معلل به حكمت است و آن حكمت الهيه را حقتعالى مىداند و آدمى نمىداند از سخن تو چنان معلوم مىگردد كه آفتاب بعضى از چيزها را كه استعداد محو شدن دارد محو مىگرداند اما آنكه گفته كه آفتاب بىاختيار مىسوزاند خداى تو و هوشنگ
هامش
( 1 ) - كذا . ( 2 ) - بستان بجاى كسوف : ركوت ( 3 ) - بستان : به صاحب وى راجع نيست بل . . .