سبب سوء اعتقاد قباد نسبت بمزدك آن شد كه قاضى ناصر الدين بيضاوى در تاريخ خويش آورده است كه چون قباد از مملكت توران متوجه ايران گرديد و بر تولد نوشيروان اطلاع به هم رسانيد انديشه كرد كه مباد انوشيروان فرزند او نباشد زيرا كه مدتها مادر او را گذاشته بود بنابراين مادر و پسر را بىآنكه به بيند بدار الملك طلب نمود چون نوشيروان بدار الملك پدر رسيد قباد فرمان داد در باغى بزمى ترتيب دادند و چند كس كه با او فىالجمله مشابهتى داشتند پيدا كرده همه را به لباسى كه خود پوشيده بود ملبس گردانيد و فرمود تا بطريق دايره بنشينند و خود در ميان ايشان نشست و نوشيروان را بار داد و فرمود كه به او بگوئيد كه اين شاخ نرگس را بدست پدر خود بده و دستش را ببوس غرض قباد آن بود تا مشاهده نمايد كه مهر ابوت او را به او مىنمايد يانى و سبب دايره نشستن آنكه صدرى ظاهر نشود و امتيازى معلوم نگردد چون نوشيروان بدر باغ رسيد خواص قباد شاخ نرگس بوى دادند و گفتند كه اين نرگس را به پدر خود ده نوشيروان بمجلس درآمده ساعتى به اطراف نظر انداخت و پدر خود را بشناخت پيش پدر زمين بوسه داد و شاخ نرگس را بدست او نهاد قباد بهغايت خوشدل شده به تربيت او همت گماشت و تخم محبت نوشيروان را بر زمين خاطر خويش كاشت .
روزى در ايام استيلاى مزدك در اثناى مكالمه از نوشيروان پرسيد كه آن روز از كجا بر تو معلوم گرديد كه من پدر توام نوشيروان گفت كه چون بمجلس درآمدم بر هركس نظر انداختم همت خود را از وى عالىتر يافتم چون به طرف پادشاه نظر كردم شكوهى و محبتى از تو در دل من پديد آمد فهميدم كه حال چيست و پدر من كيست قباد او را نوازش فرمود نوشيروان عرض نمود باعث بر امتحان چه بود قباد گفت خواستم كه ترا وليعهد گردانم و پايه قدر ترا به درجهء بلند رسانم لاجرم بامتحان پرداختم تا به يقين بر من ظاهر گردد كه تو فرزند منى كه نبايد ملك به ديگران منتقل شود و به بيگانگان رسد نوشيروان عرض نمود بنا بر مذهب مزدك اين احتياط لازم نخواهد بود زيرا كه مىگويد كه زنان مردم بر همه كس حلالند چون يك عورت را
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 806
مساهمون: زين العابدين شيروانى
ص٨٠٦