تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 800

مساهمون:

ص٨٠٠

شاپور بن شاپور ذو الاكتاف

چون بر اورنگ پادشاهى جلوس كرد ربقه سركشان ملك را در چنبر اطاعت خود آورد چون پنج سال و كسرى از سلطنت او بگذشت روزى در شكارگاه در خيمه نشسته بود ناگاه باد تندى آمده اوتاد خيمه را كنده چوب خيمه بر سرش آمده ناچيز گشت .

بهرام بن شاپور ذو الاكتاف

چون در زمان عم و برادر حاكم كرمان بود و مدتها در آن ولايت بعدل و داد اشتغال داشت لهذا بكرمان شاه ملقب گرديد چون بسرير پادشاهى رسيد مدت يازده سال سلطنت كرد آخرالامر سپاه بر وى هجوم آورده در غوغا تيرى بوى رسيده درگذشت .

يزدجرد بن بهرام بن شاپور ذو الاكتاف

در تواريخ مسطور است كه اهل عجم او را از بهر آن يزدجرد گفته‌اند كه اندوزنده گناه بود بعضى او را برادر بهرام گفته‌اند قبل از پادشاهى به دانش و تميز و محاسن افعال اشتهار داشت چون قدم بمسند پادشاهى گذاشت جمع كثيرى بقتل آورده و گروه علماء را استخفاف كرد و با سپاه و رعيت طريق اهانت پيشنهاد ساخت و متاع جور و ظلم را بر طاق بلند نهاد روزى در قصر او اسبى سرش پيدا شد يزدجرد گفت آن اسب را زين كرده حاضر سازيد آخور سالار متوجه اسب شده فرس نوبتى چموشى آغاز كرد يزدجرد بنفس خود متوجه اسب شد اسب تن در داده و يزدجرد زين بر پشت او نهاد خواست زين را به پاردم بر پشت فرس محكم سازد اسب لگدى بر سينه يزدجرد نواخت و كار او را به همين لگد تمام ساخت

بهرام بن يزدجرد بن بهرام بن شاپور ذو الاكتاف

علماء اخبار در كتب خود آورده‌اند كه هر فرزندى از يزدجرد تولد نمودى مانند گل عمرش كم‌بقا بودى چون بهرام متولد گشت و چندگاه بر او بگذشت يزدجرد بوجود او شادمان شده از موضعى كه به عذوبت ماء و لطافت هوا موصوف باشد استفسار نمود تا فرزند را آنجا فرستد جمعى بلاد حيره كه در سواد عراق عربست و