تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 765

مساهمون:

ص٧٦٥
حكام انام و سلاطين ايام داغ عبوديت بر جبين دارند و باج و خراج را بىدغدغه بدرگاه خلافت پناه مىآرند و چندين زر و مال بىموجبى در مواجب لشكر صرف مىگردد اگر امير المؤمنين فرمايد كه ايشان را باشتغال اعمال ارسال نمايم هم مواجب ايشان به آن طايفه برسد و هم خزانه عامره را توفيرى حاصل شود مستعصم از جهت حب مال دشمن خاندان خود شد و صلاح و فساد اين مهم را بر رأى وزير گذاشت ابن علقمى در اندك زمانى جميع سپاه را پراكنده داشت و عرضه داشتى نزد هلاكو خان فرستاد و نيز لسانا پيغامى داد مضمون آنكه عساكر اين بلاد مانند حسن اعتقاد من نسبت به خليفه مفقود است اگر خان عظيم الشأن متوجه اين ديار گردد من نوعى نمايم كه بغداد مسخر او شود هلاكو خان در به دو حال آن مكتوب را وقعى ننهاد و تصور كرد كه ابن علقمى حيله كرده است چون ابن علقمى مكتوب ديگر فرستاد هلاكو خان مكاتيب وزير را به خواجه نصير طوسى نمود و با خواجه طريق مشورت گشود خواجه جواب داد كه آنچه ابن علقمى نوشته در باب فساد اعتقاد خود نسبت به مستعصم راستست اگر خان متوجه آن صوب شود فتح آن شهر ميسر گردد چه اوضاع كواكب دلالت بر آن مىكند كه دولت بنى عباس نهايت انجاميده هلاكو خان بعد از شنيدن اين سخنان در سنه ششصد و پنجاه و دو بر تسخير عراق همت گماشت بايجونويان را با دوازده هزار سوار در مقدمه ارسال داشت چون خبر توجه هلاكو خان به خليفه رسيد بىآرام گرديد از ابن علقمى مشورت نمود وزير عرض كرد سپاه مغول و تاتار را چه ياراى آنكه ببغداد توانند آمد اگر عورات و اطفال از بام خانها ايشان را سنگباران كنند مجموع آنها در كوچها نابود گردند چون آمدن بايجونويان بتحقيق پيوست مستعصم امير فتح الدين و امير مجاهد الدين را با دوازده‌هزار سوار باستيصال ايشان فرستاد آن دو خيل در نواحى دو جبل به هم رسيده درهم تاختند و همديگر را از خانه زين برانداختند چون آن روز غالب از مغلوب معلوم نشد شب هنگام در برابر يكديگر نزول نمودند سپاه تاتار در آن شب تا كنار آب دجله را بر لشكر بغداد گشودند و احمال و اثقال ايشان را بباد فنا
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 765 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى