بر خليفه نتوان نهاد لهذا فرمود كه خليفه را بر نمدى پيچيدند و بر شيوهء آنكه نمد مىمالند ماليدند تا بدار الجزاء منزل گرفت و جور و ظلم عباسيان نهايت پذيرفت .
مقال در بيان احوال بعضى از مشايخ آن ديار بر سبيل اجمال
ابو اسحاق ابراهيم الصياد قدس سره
مذهب وى انقطاع و تجريد و انزوا بود ، و ارادت خود را با معروف درست مىنمود ، وى فرموده است فقر را لازم گير و خوف مكن از آن و خود را از ما سوى اللّه برهان .
جنيد گويد كه روزى نزد سرى سقطى قدس سره بودم ابراهيم آمد پارهء حصير ازار خود ساخته و پلاسى بر دوش انداخته بود سرى چون وى را ديد اصحاب را فرمود كه براى وى جبهئى بخريد چون جبه را آوردند گفت يا ابا اسحاق اين را بپوش كه با من ده درم بود با آن اين جبه را براى تو خريدم ابراهيم گفت با فقراء مىنشينى و ده درم ذخيره مىكنى جبه را نپوشيد و روان گرديد .
ابو حمزه محمد بن ابراهيم قدس سره
از فرزندان عيسى بن ابان بوده و با سرى سقطى و بشر حافى صحبت نموده و در سفر با ابو تراب نخشبى طريق مرافقت پيموده ابو بكر كنانى و خير نساج و غيرهما از وى حديث روايت فرمودهاند .
وى گفته است كه حق سبحانه و تعالى مىفرمايد
« وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ »
جاهلترين جاهلان نفس اماره است از وى اعراض كردن نيكو و لايقتر است .
و هم وى گفته است حب الفقراء شديد لا يصبر عليه الا صديق يعنى محبت و ارادت فقرا و لوازم آن بجا آوردن كارى است دشوار و صبر نخواهد كرد بر اين كار مگر نيككردار و راستگفتار .
نوبتى به شهر طرطوس رفت وى را آنجا قبولى عظيم پيدا شده مردمان روى بوى