تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 764

مساهمون:

ص٧٦٤

المستعصم بالله عبد الواحد بن مستنصر بالله

بعد از پدر بر تخت خلافت جلوس كرد و ممالك را در حيطه تصرف درآورد او ولد بيست و پنجم است و خليفه سى و هفتم از اولاد عباس بن عبد المطلب وى به كثرت سيم و زر و وفور درّ و جواهر و بسيارى نخوت و تكبر از ساير خلفاء ممتاز و مستثنى بود و از سلاطين اطراف و خوانين اكناف هيچ‌كس را در حضرت او بار نبود در آستانه دار الخلافه سنگى به رنگ حجر الاسود انداخته و از پيش طاق قصر آستينى از اطلس سياه آويخته بود هركه بدانجا مىرسيد آن سنگ را مىبوسيد و آن آستين را مانند جامه كعبه بر ديده مىماليد چون سوار شدى طيلسان سياه بر سر كشيدى و مردم برگذار او غرفه‌ها و منظرها ساخته بودند و در روز سوارى آنها را كرايه مىنمودند نوبتى حساب اجارهء آنها را كردند هزار مثقال طلا برآمد . در تواريخ مسطور است كه چهل‌هزار سوار از ديوان خليفه علوفه مىخوردند و جميع ايشان از خزانه مواجب مىبردند سواى لشكرى كه در عهدهء ضبط امراء و اركان دولت بودند - مستعصم وزارت خود را بابن علقمى تفويض نمود . نوبتى ميان ساكنان محله كرخ كه شيعه‌مذهب بودند و محله ديگر كه اهل سنت و جماعت بودند در روز عاشورا نزاعى بوقوع انجاميد و امير احمد بن مستعصم جانب اهل سنت را گرفته محله كرخ را غارت كرد و دود از دودمان شيعيان برآورد بسيارى از سادات بنى فاطمه را اسير كرده زنان و دختران ايشان را سر برهنه بر اسبان نشانده در بازار بگردانيدند و ايشان را به سرحد فضيحت نشانيدند چون ابى علقمى شيعه‌مذهب بود با خليفه عرض نمود كه امير احمد نسبت به اولاد رسول اللّه استخفافى چنين نمود التماس آنكه او را منع فرمائيد كه ديگر به چنين امور اقدام ننمايد مستعصم به سخن وزير التفات نكرد و ابن علقمى را به نظر نياورد لاجرم در فكر استيصال آل عباس افتاد و سزاى كردار آن طايفه را كنار ايشان نهاد مفصل اين مجمل آنكه ابن علقمى چون شنيد كه هلاكو خان از آب آمويه عبور نموده و قلاع اسماعيليه را مسخر فرموده است بنابراين بعرض مستعصم رسانيد كه به حمد اللّه امروز جميع
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 764 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى