تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 762

مساهمون:

ص٧٦٢

الناصر لدين الله : ابو العباس احمد بن مستضىء

بعد از پدر بر تخت دولت پا نهاد و عالميان را بعدل و داد نويد داد و در اواخر دولت مستضىء در بغداد قحط عظيم روى نموده بود چون ناصر خليفه شد باران رحمت بسيار باريد و قحط و غلا برخص و وسعت مبدل گرديد در تواريخ مذكور است كه منهيان بسمع ناصر رسانيدند كه طلبه علم در مدرسه نظاميه اكثر اوقات بشرب خمر و زنا و لواطه اقدام مىنمايند و رسم فسق و فجور در آن مدرسه مىپيمايند مصرع
چه كفر از كعبه برخيزد كجا ماند مسلمانى
گويند ناصر به‌غايت خوش‌منظر و نيكوپيكر بود با ملاحت گفتار و حلاوت رفتار دل از پير و جوان مىربود در آن ايام سبزه‌اش بر گردكان ندميده و دست خزان بر بهارستان رخسارش نرسيده بود خواست اين معنى را بنفس خود تحقيق نمايد لاجرم در گرمى روز بيرون خراميده به مدرسه نظاميه درآمده در صحن مدرسه جلوه‌گر شد و بهر طرف نگاه مىكرد و اهلش را به نظر امعان درمىآورد در آن اثنا طالب علمى را نظر به چهره باطراوت خليفه افتاد هوس وصول او بخاطرش سر برزده از كنج حجره بيرون آمده آن بدانجام آغاز نياز نهاد و آهنگ عشق‌بازى ساز داد ناصر از اين حركت معلوم نمود كه آنچه در باب متوطنان آن مدرسه مىگويند بيان واقعست لاجرم همان‌دم مراجعت نمود فرمان داد كه مجموع اهل آن مدرسه را اخراج كنند و مدرسه را به خربندگان داد تا اسب و استر در آن بستند و سر و دست طالبان علم را شكستند - مدت خلافت ناصر چهل و هفت سال بود در سنه ششصد و بيست و هفت وفات نمود

الظاهر بالله : « 1 » ابو منصور محمد ابن الناصر لدين الله

علماء اخبار بيان نموده‌اند كه ناصر خليفه او را در ايام حيات وليعهد ساخت و مدت شانزده سال او را در حبس انداخت و در آن مدت بعد از ناصر او را دعا مىكردند چون بر سرير خلافت نشست ابواب جور و اعتساف بربست و دست لطف و احسان بگشاد و اول فرمانى كه داد آن بود كه تمغاى ممالك و باج و خراج را برانداخت و بدعتهائى كه پدرش نهاده بود معدوم ساخت و
هامش
( 1 ) - نسخه : الطاهر باللّه