تكلف مجلسها مىسازند و باقسام زينت منبرها مىپردازند محلى را حسينيه گفته بتكلفات بسيار زيب و زينت مىدهند و به صفتهاى از حد افزون نقش و نگار مىكنند و مردان و امردان را به لباسهاى فاخر زنان آرايش مىنمايند و آن را شبيه مىنامند و اهل دولت و اصحاب ثروت را انواع اطعمه و اقسام اشربه اطعام مىكنند و فراش و دربان مقرر مىنمايند كه اگر سيدى و مسكينى بيايد منع نمايند بسيارى از سادات عالىدرجات در خانه آمده از راه استيصال چيزى طلب نمايند و زبان حاجت نزد خداوند آن خانه گشايند بسيار وقت صاحب تعزيه در جواب فحش مىگويد و طعن مىزند آن بيچاره گرسنه و برهنه محروم مىگردد نام اطعام را نذر امام حسين عليه السّلام نهادهاند خود را از مخلصان امام مىشمارند و از شيعيان آن حضرت مىپندارند عجبتر آنكه توقع حور و قصور از شفاعت آن حضرت دارند زهى احمق بدبخت و زهى ابله يك لخت
در تواريخ مسطور است كه متوكل را پنج پسر بود از آن جمله منتصر و معتضد و مؤيد را حاضر كرده فرمود كه مردم اول بيعت بولايت منتصر كردند آنگاه با معتضد و مؤيد و هركدام را اقطاعى مقرر كرد و معتمد و موفق را در نظر نياورد اما قضاى الهى اقتضاى آن نمود كه دولت منتصر و معتضد به اندك زمانى بسر آيد و شاهد حكومت بمؤيد روى نمايد معتمد را سالها بر سرير خلافت بنشاند بعد از آن دولت به دودمان موفق بماند چنان كه خلفاء بنى عباس از نسل موفق بودند .
متوكل با ندماى خويش ظرافتهاى خنك كردى و حركات بارد پيش آوردى گاهى مارى در آستين بيچارهاى انداختى چون او را بگزيدى بترياق او را معالجه ساختى و گاهى شيرى را بار آورده يكى را در زير دست و پاى او كردى آخر يكى را حكم نمودى تا آن مستمند را از زير دست و پاى شير خلاص نمودى و گاهى سبوهاى پرعقرب بمجلس آورده مىشكستند . آنها هر طرف متفرق شده اهل مجلس را مىخستند اهل مجلس و ندماى او ياراى حركت نداشتند وليعهد خود منتصر را به شراب وافر مست ساخته به سيلىهاى پىدرپى پشت سرش نواخته مىگفت تو را منتظر بايد گفت نه منتصر زيرا كه مرگ مرا منتظرى عاقبت به اغواى منتصر اولياى منتصرى در سنه دويست و چهل و
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 749
مساهمون: زين العابدين شيروانى
ص٧٤٩