به آن مرزوبوم رسيد بر لب آب رودى فرود آمده لشكرها به اطراف فرستاد روزى بر لب آن رود نشسته پاىها در آب نهاد و گفت بسيار جاى ديدهام هرگز آبى به اين سردى و لطافت نديدم طعامى خواهم كه اشتهاى آب آورد چه چيز بخورم معتصم گفت آنچه رأى خليفه اقتضا كند خليفه گفت خرماى آزاد نيكوست اكنون آن خرما در بغداد رسيده است در اين اثنا صداى درآمده مأمون گفت بنگريد كه چه آوردهاند چون تفحص كردند خرماى آزاد بود مأمون از آن حسن اتفاق اظهار مسرت نمود و از آن خرما بسيار تناول كرد و آب بسيار خورد همان شب تب كرد و بعد از هيجده روز در سنه دويست و نوزده وفات يافت عمرش چهل و هشت سال بود مدت بيست و پنج سال خلافت نمود .
بيت :
داده خويش دهر بستاند * نقش اللّه جاودان ماند
المعتصم بالله : ابو اسحاق محمد بن هارون الرشيد
بعد از برادر روى بانتظام امور جمهور آورد و او اول خليفهايست كه غلامان ترك خريده تربيت كرد از اين صورت امراء عرب سستى پذيرفتند و غلامان قوت و شوكت گرفتند چون اين طايفه بداصل و بدنژاد بودند بر ولىنعمتزادگان خود خروج مىنمودند هركه را نمىخواستند بقتل مىرسانيدند و هركه را مىخواستند خليفه مىگردانيدند و هر كه را اراده مىكردند خلع مىنمودند و ابواب رنج و تعب بر روى ولى النعم خود مىگشودند از قوت ايشان ضعف فراوان به اساس خلافت بنى عباس راه يافت و در اطراف ممالك هر متغلبى بوادى خود سرى شتافت بالجمله به اندك زمانى قرب هشت هزار غلام ترك بر معتصم جمع شدند و بواسطهء حركات ناشايست ايشان اهل بغداد به تنگ آمدند و كمر عداوت آن طايفه بر ميان بستند در هرجا تنها مىديدند مىكشتند بنابراين معتصم شهر سامره را كه در زمان ملوك عجم شهرى بوده بمرور ازمنه رو به خرابى نموده بتجديد آنجا را تعمير كرده دار الملك ساخت و عمارات خوب و قصور مرغوب در آنجا طرح انداخت .
از معظم وقايع زمان معتصم خروج بابك خرم دين بود و او هزارهزار كس در معارك و غيره قتل نمود آخرالامر بدست آمده در بغداد بقتل رسيد احوال او در