تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 748

مساهمون:

ص٧٤٨
چشم او را كه بغضب جانب من نگريسته بود موش خورده بود
فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ

المتوكل على الله جعفر بن المعتصم بالله

بعد از فوت الواثق باللّه بر سرير خلافت جلوس نمود اول محمد بن عبد الملك وزير خواست با پسر واثق كه در صغر سن بود بيعت كند برغاى كبير كه مهتر اتراك بود قبول ننمود و گفت شرم نمىدارى با كسى بيعت مىكنى كه نماز در عقب او جائز نيست آنگاه جعفر بن معتصم را از حبس بيرون آورده با او بيعت كردند . آورده‌اند كه جعفر در زمان برادر در خواب ديد كه از آسمان رقعه‌ئى از براى او رسيده بر آن نوشته بود المتوكل على اللّه چون هارون اين خواب شنيد جعفر را محبوس گردانيد بعد از واثق چون با او بيعت كردند المتوكل على اللّه ملقب گرديد متوكل با خاندان رسالت طرفه عداوت داشت و همواره تخم كينه دودمان ولايت بر سينه خويش مىكاشت چنانچه فرمانى داد عمارتى كه بر سر تربت حسين بن على عليه السلام بود منهدم ساختند و بنيادش برانداختند و با زمين برابر نمودند و جهت زراعت بر آن آب گشودند چون آب به محل مدفن آن حضرت و ساير شهداء رسيد بقرب صد گز در صد گز پيش نرفته متحير گرديد لهذا آن موضع به حاير موسوم شد در خلال آن حال متوكل به مدينه رفته حربه حضرت رسول را كه نزد يكى از ابناى صحابه بود گرفته بجواهر ثمين مرصع نمود چون سوار مىشد آن را به جهت تعظيم پيش‌پيش او بردندى خلايق زبان اعتراض گشودند و گفتند كه زهى بىبصيرت نادان و زهى احمق بىايمان چوبى را روزى پيغمبر دست گرفته اين عزت و حرمت از او مىدارد و نسبت به فرزند عزيزش مذلت و خوارى روا مىدارد و حق عزت و حرمتش را فرومىگذارد و طريق حقارت و اهانت مىسپارد طرفه‌تر آنكه اين فعل قبيح را حسن مىشمارد و اين روش نكوهيده را نيكو مىپندارد بيت
ابلهان تعظيم مسجد مىكنند * در جفاى اهل دل جد مىكنند
دانائى مىگويد الآن كما كان زيرا كه ابناى دنيا بنام انبياء و ائمه هدى بانواع
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 748 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى