تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 742

مساهمون:

ص٧٤٢
التفات نمىنمود چون فضل بن ربيع در مآل حال امين و مأمون نظر كرد ديد كه عن‌قريب مأمون بواسطهء غفلت امين به درجه خلافت خواهد رسيد لاجرم بسبب جريمه‌اى كه از وى نسبت بمأمون صادر شده بود هراسان شده امين را تحريص نمود كه صلاح در آنست كه برادر خود مأمون را خلع نمائى و اين منصب را به پسر خود موسى عنايت فرمائى امين مامون را ببغداد طلبيد مامون با فضل مشورت كرده فضل جواب داد كه از اوضاع افلاك و كواكب چنان معلوم مىشود كه عن‌قريب تو به خلافت خواهى رسيد و بر امين غالب خواهى گرديد الحال بايد كه سكون را به حركت ترجيح دهى و قدم از مرو بيرون ننهى لاجرم مامون از رفتن نزد امين امتناع نمود امين نام مامون را از خطبه و سكه بينداخت و شخصى به مكه معظمه فرستاد تا آن صفحه كه هارون در باب اولاد نوشته بر در خانه كعبه آويخته بود برداشته پاره گرداند و مردم را تكليف كرد تا به پسر او موسى بيعت كنند بعضى قبول نموده بيعت كردند و سر اطاعت فرود آوردند او را الناطق بالحق لقب دادند و بر جميع ممالك خبر فرستادند امين على بن عيسى را كه پدرش حبس كرده بود اطلاق كرده و دويست‌هزار درم به او انعام نمود و پنجاه هزار سوار به او داده فرمود كه بخراسان رفته مامون را گرفته ببغداد بياور و در هيچ محل درنگ جائز ندار مامون به مشورت فضل طاهر بن الحسين بن مصعب را امارت داد و با بيست هزار سوار بدفع على بن عيسى فرستاد چون التقاى فريقين روى نموده جنگ عظيم اتفاق افتاد على بن عيسى در آن معركه بقتل رسيد و طاهر فتحنامه با سر على نزد مامون ارسال گردانيد چون قاصد طاهر سر على بن عيسى را با فتحنامه نزد مامون رسانيد خلايق فوج‌فوج آمده داخل بيعت شدند و او را امير المؤمنين گفتند و فرمانش از جان و دل پذيرفتند طاهر متوجه بغداد گشت مامون هرثمة بن اعين را با سىهزار سوار بمدد او ارسال داشت طاهر قدم در ميدان جرأت گذاشته از طرف همدان در حركت آمد و هرثمه از سمت آذربايجان بغداد را محاصره كردند بعد از مدتى امين را به تنگ آورده خزانه‌اش از نقود خالى گشته و مردم از وى برگشته و خود از جهان گذشته خواست نيم‌شب نزد هرثمه رفته خود را از خلافت خلع كند طاهر از اين معنى آگاه شده سر راه بر وى گرفته
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 742 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى