تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 737

مساهمون:

ص٧٣٧
وفات هادى در قريه عيسىآباد روى نموده ، زمان دولتش يك سال و يك ماه بوده مدت عمرش بقولى بيست و پنج سال بود

هارون بن مهدى

در تواريخ مسطور است كه در شبى كه هادى وفات نمود هارون بر سرير خلافت جلوس فرمود و همان شب مامون متولد گشت چون در يك شب خليفه بعقبى گذشت و خليفه ديگر متولد گشت لهذا آن شب را ليلة الهاشمية گفتند اين قضيه از نوادر روزگار است ، چون هارون بر سرير خلافت جلوس كرد و اطراف و اكناف مملكت را به حيطه تصرف درآورد وزارت خود را بيحيى بن خالد برمكى داد و امارات خراسان را به كف كفايت عباس بن جعفر نهاد و علويان را از خود ايمن و مطمئن ساخت آنگاه پرتو التفات بر احوال بنى هاشم انداخت خمس غنايم به جهت ايشان بيرون نمود و در ميان آن جماعت قسمت نمود هر مردى را هزار درم و هر زنى را پانصد درم رسيد و ابناء مهاجر و انصار را به انعامات وافر مخصوص گردانيد در سنه صد و هفتاد و پنج محمد امين را كه بسن پنج‌ساله بود وليعهدى داد و فضل بن يحيى را به جهت بيعت او بخراسان فرستاد و در صد و هفتاد و شش عزيمت حج كرد و امين و مأمون را همراه آورد و فرمان داد كه نوبت ديگر بامين بيعت كردند بعد از آن هارون مملكت خود را ميان پسران قسمت كرده ايشان را سوگند داد كه با يكديگر مخالفت ننمايند و طريق قناعت پيمايند و بر اين جمله اكابر و اعاظم جهان را گواه گرفت و قسمت مملكت چنان كرد كه از كريوهء اسدآباد همدان تا نهايت مغرب از امين باشد و از كريوهء مذكوره تا نهايت مشرق از مأمون باشد ، در سنه صد و هشتاد و سه هارون فرمود كه مأمون مرو را دار الملك سازد و امين در بغداد لنگر اقامت اندازد و هريك از برادران كه زودتر وفات كرد از برادر ديگر باشد . دانائى مىگويد كه هارون سخت نادان بوده و طرفه توقعى مىنموده چه كه خود با هادى از يك مادر و پدر بود و هادى هميشه قصد قتل او مىكرد بروايتى شبى كه هادى ارادهء قتل هارون داشت مادرش وى را زهر داده بعالم ديگر فرستاد ، امين از بطن زبيده بنت عم هارون بود و مأمون از جاريهء سياه ظهور نمود مع هذا بقول خود « الملك عقيم » توقع اتفاق
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 737 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى