و حصارى ندارد اگر دشمن تاختن آرد مال و حال بر شما نگذارد صواب آنست كه بر گرد شهر خندقى بكنيد آنگاه گفت هركس از شما جهت خندق كندن نيايد چهل درم بدهد تا ديگرى به آن مشغول گردد بدين سب ايذاى بسيار بخلق رسيد ، و هم ابو مسلم مروزى را كه حق عظيم بر بنى عباس داشت بعهد و پيمان آورده بقتل رسانيد
نوبتى ابو جعفر سليمان وابل را كه از امراء معتبر بود به امارت موصل فرستاد هزار سوار عجم با او همراه نمود و گفت يا سليمان هزار سوار از شياطين همراه تو كردم تا در تنظيم امور معاون تو باشند چون سليمان بموصل رسيد لشكر عجم دست تعدى گشودند باموال رعايا اهل موصل نزد منصور شكايت آوردند منصور بسليمان نوشت كه « كفرت النعمة يا سليمان » او در جواب نوشت كه
« وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا »
منصور را جواب سليمان پسند افتاد و هزار سوار عرب نزد او فرستاد و سپاه عجم را طلب نمود وفات منصور در راه مكه در سنه صد و پنجاه و هشت بود مدت بيست و دو سال خلافت كرد .
مهدى بن منصور
بموجب وصيت پدر رايت خلافت برافراخت و اطراف مملكت را مضبوط ساخت آنگاه به نيت حج اسلام و زيارت خير الانام روى توجه بصوب حجاز نهاد و امر كرد تا هيچكس در راه طبخ ننمايد و دوازده هزار پياده را زاد و راحله داد و پانصد شتر برف و يخ بار نمود و در راه به تشنگان باديه يخ و آب مىداد چون به مكه معظمه رسيد اهل حرم عرض كردند كه خانه كعبه از كثرت جامهها گران گرديده نزديك به آن رسيده كه اركانش فروريزد از عهد خاتم الانبياء تا اين غايت جامهها در خانه پوشيدهاند از كثرت جامه بنو اميه گران گردانيدهاند مهدى فرمان داد كه جامهها فروگرفته بر فقراء قسمت نمودند و دو دست جامه زربفت به خانه پوشانيده در و ديوار و بام خانه را به مشگ و زعفران بيندود چون به مدينه منوره رسيد خورد و بزرگ آن بلدهء طيبه را به عطاى فراوان خورسند گردانيد در وقت مراجعت ببغداد ارباب دفتر اخراجات آن سفر را در قلم آوردند هزارهزار درم و دويستهزار مثقال طلا خرج شده بود مهدى بساط عدل گسترده ابواب ظلم مسدود