صادر شده بود انشاء نموده در آن مجلس در پاى ايستاده بخواند و به گوش هوش اهل مجلس رسانيد چون رسيد بهآنجائى كه بنو اميه امام حسين عليه السّلام را با اهل بيت و برادران كشتند و سواره بر جسد مطهر ايشان گذشتند و عورات و اهل بيت طاهرين او را به شتران نشانده بشام بردند و زيد بن على بن الحسين عليه السّلام بعد از دو سال كه مرده بود از قبر بيرون آوردند بر دار كردند آنگاه جسدش را سوختند و آتش ظلم در جهان افروختند غضب بر عبد اللّه چنان مستولى شد كه دود از دودمان آن طايفه برآورد و امر كرد بضرب گرزها استخوانهاى آن هفتاد نفر را شكستند و فرشها بر زبر ايشان انداخته بر روى آنها نشستند و شيلان نهاد « 1 » و بقيه بنو اميه را گرفته بعدم فرستادند و اجساد ايشان را بر سر راهها انداختند تا كلاب و ذئاب طعمه ساختند و قبور تمام بنو اميه را سواى قبر عمر عبد العزيز شكافتند در قبر معاويه قدرى خاك سياه و در گور يزيد پارهء خاكستر يافتند كله سر عبد الملك مروان با ساير رميم و جسد هشام بن عبد الملك را كه هنوز از هم نريخته بود در آتش افروخته سوختند طرفهتر آنكه بعد از انقراض دولت بنى عباس در موضعى كه قبر ملوك بنى اميه بوده همان موضع قبرى ساخته و گنبدى پرداخته و فرشهاى ملوكانه انداخته زيارتگاه مردم ساختهاند
ابو العباس مدت چهار سال و هشت ماه خلافت نمود در سنه صد و سى و شش بعالم آخرت رحلت نمود زمان عمرش بقولى بيست و چهار و بروايتى بيست و هشت سال بود .
ابو جعفر منصور دوانقى ابن محمد بن على بن عبد الله عباس
مورخان در تأليف خود آوردهاند كه ابو جعفر خليفه بحسن تدبير و اصابت راى و قوت عقل موصوف بود اما در بخل و امساك از بخيلان و ممسكان روزگار گوى سبقت مىربود ازاينجهت او را دوانقى گويند كه چون بر مسند حكومت متمكن شد منادى فرمود كه خليفه مىخواهد كه اهل عراق را عطا دهد به اينكه از كودك هفتساله تا پير هفتادساله اسامى خود را بنويسند چون تفصيل اسامى كوفيان نوشتند و به او دادند و آن بيچارگان بطمع عطاء رو بدرگاه منصور نهادند منصور به ايشان فرمود كه شهر شما در صحراست
هامش
( 1 ) - كذا