نوح نمود و بعد از او حضرت اسماعيل بود و دور او بگذشتن هفت امام تمام شد و بعد از آن موسى بود و شريعت او نسخ شريعت ابراهيم نمود و وصى او هارون در حال حيات موسى رحلت نمود وصى او يوشع بن نون بود و چون دور او به هفت امام تمام گرديد بعد از آن عيسى پديد آمد و آن حضرت نسخ شريعت موسى نمود وصى او شمعون بود و دور او به هفت امام اتمام يافت بعد از آن خاتم الانبياء محمد المصطفى پديد آمد شريعت ديگر نهاد و شريعت عيسى برافتاد وصى او على بن ابى طالب و حسن و حسين و زين العابدين و محمد الباقر و جعفر الصادق و امام هفتم اسماعيل بن جعفر بود و دور مهدى به دو تمام شد و همچنين گويند كه ممكن نيست امام وفات يابد مگر آنكه يك پسر او امام خواهد بود و معنى آيه
ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ
اين است و فحواى
وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ
همين است چون حجت آورند كه حسن بن على باتفاق همه شيعه امام بود و فرزندان او امام نبودند گويند امامت او مستودع بود يعنى غير ثابت و آن عاريتست و امامت حسين بن على مستقر بود و آيه
فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ
اشارت بهآنست ،
و همچنين گويند كه ناطق كسى است كه شرع متقدمان منسوخ كند و اساس كسى كه تاويل شريعت نزد او باشد و اسرار باطن همه خلق بداند ، ناطق واضع شريعت را گويند و اساس باطن آن را بيان كند كار ناطق وضع تنزيلست و كار اساس تاويل شريعت و بيان شريعت پيش او باشد .
و گويند در عهد هيچ پيغمبرى دنيا از امام خالى نباشد و همه پيغمبران در هر روزگارى كه بودهاند بوجود امام اشارت نمودهاند زيرا كه امام باطنست و اصل باطنست مانند جواهر كه باطن سنگ تيره تعبيه است و لؤلؤ كه در صدف و صدف در قعر بحر و روح آدمى كه در جسم تيره نهانست و در اين معنى دليل آورند از قول بارى تعالى
لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ
و آيهء كريمه
لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها
يعنى نيكوكارى نه آنست كه به ظاهر مشغول شوند چنان كه عوام شدهاند بلكه بهآنست كه بپرهيزند و پرهيزگار