باشند كه خورسندى نه به ظاهر نمودنست .
اين بود مختصرى از اعتقادات اسماعيليه كه مذكور شد اين طايفه در اكثر معمورهء عالم هستند در سمت مغرب قرب ولايت طرابلس و در محال ايران و كابل و در نواحى كوهستان مشرق و نواحى مملكت ختا و در ولايت كجرات هند بسيارند اكنون كه هزار و دويست و سى و هفت هجريست مقتداى آن طايفه در عراق عجم است و هرساله گروه انبوه از پيروان او با خمس مال به زيارت وى آمده و خدمت نموده مراجعت نمايند .
يحيى بن معاذ قدس سره
از طبقه اولى و از كبار اولياء است كنيت آن جناب ابو زكريا و لقبش واعظ بوده علوم ظاهرى و باطنى جمع نموده يوسف بن حسين رازى فرموده كه به صد و بيست شهر رسيدم و به ديدار علماء و مشايخ مشرف گرديدم قادرتر بر سخن از يحيى بن معاذ نديدم .
آن جناب فرموده است كه انكسار العاصين احب الى من صولة المطيعين . « 1 » مقرب البارى خواجه عبد اللّه انصارى در اين خصوص گفته است وقتى باشد حقتعالى مرد را به طاعت آورد و از آنجا بد بيرون آورد يعنى بچنگ غرور و عجب سپارد و گاه باشد كه در غفلت و معصيت اندازد و عاقبت او را نيكو سازد غنى مطلق است هرچه خواهد كند و كسى بر او چون و چرا نتواند پس از مكر او ايمن بودن و در مهد اطمينان غنودن گناه را كوچك « 2 » شمردن و معصيت را حقير كردن خطائى بزرگ و گناه عظيم است
يحيى بن معاذ را گفتند فرقهاى مىگويند ما به جائى رسيدهايم و در محلى آرميدهايم كه ما را طاعت نبايد و عبادت نشايد يحيى فرمود كه بلى رسيدهاند اما به دوزخ و آرميدهاند ليكن در سقر .
آن جناب فرموده است صدق المحبة العمل بطاعة المحبوب يعنى علامت محب صادق فرمانبردارى محبوبست ، و ديگر فرموده است هركه از دوست جز دوست ديد وى دوست نديد ، و ديگر فرموده است كه حقيقت محبت آنست كه به نيكوئى افزون نشود و به جفا كم نگردد .
هامش
( 1 ) - نسخه : صولة المحبين -
( 2 ) - نسخه : بزرگ شمردن