و گويد در عالم حق و باطلست و علامت حق وحدتست و علامت باطل كثرت وحدت مقرون بتعليم است و كثرت مقارن راى و تعليم با جماعتست و جماعت به امام و رأى با فرق مختلفه و ايشان با رؤساى خويش متفقند و جهت افتراق حق از باطل و تشابهى كه حقرا با باطل است و جهت تمايز وجهين و تضاد طرفين ميزانى بايد ساخت كه جمع را در آن وزن كنند و گويد آن ميزان را از كلمه شهادت اقتباس كرديم و آن مركب است از نفى و اثبات و آنچه مستحق اثباتست حق است و آنچه مستحق نفى است باطل و به اين ميزان خير و شر و صدق و كذب و ساير متضادات را وزن كنيم و سر اين سخن آنست كه هر كلمه از اين مقاله راجع است به حقيقت اثبات معلم و توحيد و اثبات داخل امامتست يا نبوت به مرتبهاى كه نبوت با امامت باشد .
در تاويلات گويد وضوء عبارت از پذيرفتن آئين است از امام ، و تيمم عبارت از مأذون در غيبت امام ، و نماز عبارتست از رسول بدليل قول حقتعالى
إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ ،
احتلام عبارتست از افشاى سر نزد ايشان به غير قصد هدايت كسى ، غسل تجديد عهد است ، و زكات تزكيه نفس است به معرفت دين ، و صوم عبارت از محافظت اسرار امام است ، و زنا عبارت از افشاء اسرار دين ، و نيز گفتهاند نماز جماعت عبارت از متابعت امام است و زكات كنايه از آنست كه خمس اموال به امام دهند و كعبه پيغمبر است و باب على است و صفا و مروه و ميقات وصى انبياء است و تلبيه عبارت از اجابت مدعو است هفت طواف خانه مولاست جنت عبارت از راحت ابدانست از تكاليف و سقر عبارت از زحمت ابدان است بتكاليف و قيامت عبارت از مرك آن شخص است كه مرده است من مات فقد قامت قيامته .
و مىگويند هر پيغمبرى را وصى و وليعهدى باشد كه در حال حيات او در شهرستان علم او است و تمام دور او به هفت امام منقضى شده پيغمبر نخستين آدم بود بدين صفات و شرائط كه قائم مقام و وليعهد وى بعد از وفات او شيث بود و تمامى دور به هفت امام منقضى شد بعد از دور آدم حضرت نوح بود شريعت آن حضرت نسخ شريعت آدم نمود و دور او به هفت امام تمام شد و وصى او سام بود بعد از آن حضرت ابراهيم بود و شريعت آن حضرت نسخ شريعت