به گروه ظالمان و كافران ندادى و در راحت به روى طاغيان و ياغيان خود نگشادى .
استفهام خردمندان در ميزان خرد سنجيدهاند و مكرر نيز مشاهده گرديده است كه هر شخصى كه بالجمله طالب حضرت إله بوده و حركت لمرضات اللّه نموده است البته همان قدر در محنت روزگار به روى او گشاده و بمضمون
الدنيا سجن المؤمن
انواع زحمت براى او آماده است ، المؤمن لا راحة له فى الدنيا مؤيد مقالست و مؤمن در دنيا خالى از علت و قلت و ذلت نيست المؤمن لا يخلو من علة و قلة او ذلة شاهد حال است و كلام معجز نظام حضرت : البلاء موكل على الانبياء ثم الاولياء ثم الامثل فالامثل دلالت تام دارد بر اينكه كسانى كه در احوال و اعمال به انبياء مشابهت دارند و قدم انقياد در وادى طاعت و متابعت ايشان مىگذارند بايد كه لا محاله مبتلا باشند به آزارى و گرفتار شوند به مذلت و خوارى از حديث
كلامنا صعب مستصعب لا يحتمله الا ملك مقرب او نبى مرسل او مؤمن امتحن الله قلبه بالايمان
نيز معلوم مىشود و اگر مؤمنى ببلائى مبتلا نگرديده باشد و زحمت مذلت به او نرسيده او را از كمال ايمان بهره نيست و كسى را كه در كورهء امتحان ذلت و اهانت نگداخته باشند اگر دعوى كمال ايمان نمايد و زبان ادعاى نيابت گشايد كذاب و مدعى است
بيت :
شير را بچه همىماند به دو * توبه پيغمبر چه مىمانى بگو
حديث ديگر از اهل بيت عصمت وارد است مضمون آنكه مؤمنى نيست مگر آنكه موذى دارد كه او را ايذاء رساند اگرچه همسايه او بوده باشد اى عزيز تو كه خار محنت بهپاى دلت نرفته و جاروب زحمت گرد جانت نرفته اهانت نديدها و مذلت نكشيدهاى و سخنان حقارت نشنيدهاى و زهر ملامت نچشيدهاى پاى خاطرت بتيغ طعن نخسته و دست دلت به سنگ جفا نشكسته ، از جور اهل روزگار به تنگ نيامدهئى و از ظلم ابناء روزگار از جان سير نشدهاى همواره در مسند عزت بودهاى و در چهار بالش راحت غنودهئى در آغوش دولت پرورش نمودهاى و راح راحت از جام مراد چشيدهاى اگر بد كردهاى خوب شنيدهئى و اگر قدح نمودهاى مدح ديدهئى پيوسته بر مسلمانان اهانت