تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 643

مساهمون:

ص٦٤٣

گفتار در ذكر احوال بعضى از معاصرين بطريق اختصار

محمد حسين خان بن حاجى محمد على

بر راى ارباب هوش و بر ضمير اصحاب معرفت نيوش پوشيده نماند كه جدّ وى رحيم نام مرد فقيرى بىاوضاعى بود در اصفهان بكسب علافى اشتغال مىنمود او نيز در به دو حال و ابتداء احوال بشغل پدر اشتغال داشت بسبب همت عالى به آن كسب خسيس سر فرونياورده بازگذاشت در اوايل طلوع اختر اقبال قاجاريه از مشرق جلال نزد ارباب منصب و اصحاب دولت بنياد تردد كرد و قلوب امراء دولت و امناء آن حضرت را بجاى آورد بسبب ترددات شايسته و خدمات بايسته عامل بعضى از بلوك اصفهان گرديد چون او را فىالجمله دولت و سامانى به هم رسيد عزيمت مكه معظمه و مدينه منوره نمود بعد از حج بيت اللّه الحرام به وطن خويش مراجعت نمود و ابواب تردد بر وى مقربان قهرمان ايران بگشود و در مراسم ملازمت و خدمت بيشتر بيفزود بالجمله در روزگار قهرمان گيتىستان سلطان ايران آقا محمد خان اعتبارى به هم رسانيد و خويش را معروف بيگانه و آشنا گردانيد تا آنكه بمضمون بيت :
هر آنكه زاد به ناچار بايدش نوشيد * ز جام دهر مى « كل من عليها فان »
شهريار كشورگير باقليم ديگر خراميد و زمان جلوس « شهريار اعظم » بر سرير سلطنت ايران رسيد چون باولياء دولت آن حضرت خدمات پسنديده داشت و از مراسم جان‌سپارى و خدمتگزارى مهمل و معطل نمىگذاشت امناء دولت رشد و كاردانى وى به استادگان پايه سلطانى انهاء نمودند و فراست و كياست او را در امور رعيت‌دارى و زراعت‌كارى عرض كردند و فرمان قضا جريان باحضار او از پيشگاه پادشاهى صدور يافت . چون شرف بساط پايه سلطنت دريافت پادشاه جهان پناه از ناصيهء حالش علامات اقبال دريافت فرمود لاجرم عواطف خسروانه شامل حالش گشته ملقب بخان و اكثر حكومت بلوك اصفهان را بوى عنايت نمود و چون در خدمات سلطانى و حقوق ديوانى طريق امانت و ديانت بجاى آورده و پيشكشهاى لايق به حضرت و الا و امراء درگاه كرد
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 643 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى