قصبهء خونسار بوده و شاه عباس ماضى اجداد آن جناب را باصفهان آورده سكونت داد و جد اعلاى آن جناب شيخ زين الدين جامع علوم عقلى و نقلى و حاوى كمالات صورى و معنوى بوده و سلاطين صفويه نسبت بجناب شيخ كمال عزت و احترام مىنمودهاند مولانا در ريعان جوانى در اصفهان به تحصيل كمالات و فضائل اشتغال داشت بعد از كسب علوم ظاهرى دست طلب گريبانگير گشته قدم در وادى جستجو گذاشت در كشور ايران سفر كرد و با بسيارى از علماء و مشايخ ليالى و ايام بسر آورده بالاخره فيض صحبت العارف باللّه نور على شاه طيب اللّه ثراه دريافته از مريدان آن حضرت گرديد و بحسن تربيت و بركت انفاس آن حضرت به رتبه اعلا و درجه قصوى رسيد و مدت چند سال در خدمت آن حضرت در سفر و حضر مىبود آنگاه اجازت يافته بمولد شريف مراجعت فرمود و در آنجا بارشاد عباد و هدايت اهل بلاد اشتغال مىنمود و بارشاد شيخ خويش بامر وعظ و امامت و درس و تدريس مشغول بود .
تا در سنه هزار و دويست و دوازده در محل زهاب من مضافات كردستان جناب نور على شاه قدس سره مولانا و جمعى از كبراء سلسله عليه را احضار فرموده در حضور ايشان مولانا را خليفة الخلفاء فرمود و زمام اختيار و تربيت سالكان سلسله عليه بمولانا تفويض فرمود جناب شاه در سنه مذكوره بلبل روحش در بلدهء موصل به آشيان عليين پرواز نمود عنقريب احوال آن مرشد كامل مذكور خواهد شد مولانا بمقر خويش مراجعت نموده بترويج شريعت نبوى و نشر طريقت رضوى مشغول بود تا در حدود سنه هزار و دويست و بيست و پنج از راه فارس عزيمت حج بيت اللّه نمود و جمعى به بركت انفاس قدسى اساس مولانا به راه قويم و صراط مستقيم داخل شدند بعد از مناسك حج بيت اللّه الحرام و زيارت خير الانام و ائمه بقيع عليهم السلام به ايران مراجعت نموده در وطن مألوف مسكن گرفت و جمعى كثير و جم غفير از فرقه علماء و حكماء و غيره بهمت آن حضرت از خواب غفلت بيدار و از مستى و جهالت هشيار شدند و بر طريق مستقيم و راه قويم سالك آمدند بعضى ديگر ايذاء و آزار بمولانا رسانيدند و افعال حسنه آن حضرت را در نزد پادشاه عالم پناه با قبح وجهى تقرير گردانيدند
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 647
مساهمون: زين العابدين شيروانى
ص٦٤٧